یعنی چه
جهل بسیط حالتی از نادانی است که در آن، فرد موضوع یا مسئلهای را نمیداند، اما خودش به این نادانیِ خویش کاملاً آگاه و معترف است. از نظر منطقدانان و فلاسفه، این نوع جهل برخلاف جهل مرکب، خطرناک نیست؛ بلکه نقطهٔ آغاز یادگیری، حرکت به سمت دانش و حقیقتپذیری است.
تلفظ
این ترکیب وصفی در زبان فارسی به صورت «جَهلِ بَسیط» تلفظ میشود که از دو واژهٔ عربی جَهل و بَسیط تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به سؤالاتی با عنوان «نادانی آگاهانه» یا «دانم که ندانم سقراطی»، عبارت «جهل بسیط» است که دقیقاً از ۷ حرف تشکیل میشود.
به عربی
این اصطلاح از فلسفه و منطق اسلامی گرفته شده و در زبان عربی نیز عینا به صورت «الجهل البسیط» به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی برای این اصطلاح فلسفی، عباراتی چون «نادانی آگاهانه»، «بیخبری همراه با اعتراف به ندانستن» و «دانستنِ ندانستن» هستند.
در قرآن
خودِ ترکیب اصطلاحی و ساختاریافتهٔ «جهل بسیط» در متن قرآن کریم نیامده است، چرا که این اصطلاح بعدها توسط منطقدانان وضع شد. با این حال، مفسران آیه ۷۸ سوره نحل را که میفرماید انسانها هنگام تولد هیچ چیز نمیدانند («وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا»)، مصداق بارز و تکوینیِ جهل بسیط ابتدایی در انسان میدانند.
جمعبندی و توضیح کامل جهل بسیط
جهل بسیط یکی از اصطلاحات کلیدی در منطق و فلسفه اسلامی است که در مقابل «جهل مرکب» قرار میگیرد. بسیط در لغت به معنای ساده و تکجزئی است؛ به این معنی که فرد تنها با یک نادانی روبروست و آن هم ندانستنِ اصل مطلب است. این وضعیت همان نگرش معروف سقراطی است که میگفت: «دانم که هیچ ندانم».
این نوع نادانی از آن جهت ارزشمند است که شخص ادعایی در زمینه دانش ندارد، مرزهای آگاهی خود را میشناسد و آمادهٔ پذیرش و یادگیری مطالب جدید است. ابنیمین در شعر مشهور خود این حالت را تحسین کرده و میگوید: «آن کس که نداند و بداند که نداند / لنگان خرک خویش به مقصد برساند».
در مقابل، جهل مرکب قرار دارد که فرد علاوه بر ندانستن یک حقیقت، به نادانی خود نیز جاهل است و گمان میکند که میداند. از این رو، جهل بسیط درمانپذیر و دریچهای به سوی دانایی و علم به شمار میرود.