یعنی چه
«ابن عقیله» در لغت یک ترکیب اسمی-نسبی عربی به معنای «پسرِ عقیله» (فرزندِ زنِ گرانمایه، باوقار و شریف) است. در اصطلاح تاریخی، این عبارت یک اسم خاص و شهرت متعلق به «ابوعبدالله جمالالدین محمد بن احمد حنفی مکی»، از علما، محدثان و فقیهان برجسته حنفیمذهب اهل مکه در قرن دوازدهم هجری (درگذشته ۱۱۵۰ قمری) است.
تلفظ
این ترکیب به صورت کسر همزه در ابتدا و فتح عین و قاف در کلمه بعدی، یعنی «اِبنِ عَقيله» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان یک نام تاریخی یا فقیه مکی، خود واژه «ابن عقیله» است که دقیقاً از ۸ حرف تشکیل میشود.
به انگلیسی
برای نگارش این اسم خاص در زبان انگلیسی از روش نویسهگردانی یا ترجمه عبارتی مفهوم مادر استفاده میشود.
به عربی
این عبارت ریشه کامل عربی دارد و در متون تاریخی اسلام به همین صورت یا با ذکر نام کامل وی یاد شده است.
به فارسی
معادل صریح و روان فارسی این ترکیب لغوی، «پسرِ بانوی شریف» یا «فرزندِ زنِ دانا و بااصالت» است.
نماد چیست
ترکیب «ابن عقیله» به عنوان یک اسم خاص تاریخی، نماد مفهوم یا اصطلاح نمادین مستقلی نیست؛ هرچند کلمه مفرد «عقیله» در فرهنگ عربی نمادی از بانوان بزرگوار، باوقار، نجیب و دارای جایگاه اجتماعی والا به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ابن عقیله
واژه «ابن عقیله» در وهله اول یک ترکیب اضافه نسبی در زبان عربی است که از نظر لغوی به معنای «پسرِ عقیله» یا فرزندِ زنِ خردمند، شریف و گرانمایه ترجمه میشود. واژه عقیله از ریشه «ع-ق-ل» به معنی بستن و مهار کردن گرفته شده که در سیر تطور زبانی به مفهوم خرد، فهم و وقار متمایل شده است و به بانوان بزرگ قوم یا زنان نجیب اطلاق میشده است.
از منظر تاریخی و دانشنامهای، این عبارت یک اسم خاص (شهرت) است و به طور مشخص به «ابوعبدالله جمالالدین محمد بن احمد بن سعید حنفی مکی» اشاره دارد. وی یکی از علما، محدثان، صوفیان و فقیهان برجسته حنفیمذهب ساکن مکه در قرن دوازدهم هجری قمری بود که آثار و تالیفاتی در حوزه حدیث و تاریخ از خود به جا گذاشت.
این ترکیب به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است، هرچند مشتقات فعلی ریشه آن یعنی «عقل» بارها در آیات الهی برای دعوت به خردورزی به کار رفته است. در کارهای رسانهای و حل جدول نیز این عبارت به عنوان یک واژه ۸ حرفی با جایگاه اسامی خاص تاریخی شناخته میشود.