یعنی چه
منصبدار به کسی گفته میشود که رتبه، مقام، یا مسئولیت رسمی و قانونی را در یک ساختار اداری، پادشاهی یا دولتی بر عهده دارد. این واژه در گذشته بهویژه در نظامهای دیوانی و نظامی مانند دوره مغولان هند و عثمانی به صاحبان درجات اداری و نظامی اطلاق میشده و امروزه به صاحبمنصبان و مقامات مسئول اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه مَنصَبدار (mansab-dār) است که از ترکیب اسم عربی مَنصِب و پسوند فاعلی فارسی دار تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان صاحب مقام یا مسئول دولتی میتواند کلمه ۷ حرفی «منصبدار» یا واژههای مشابهی چون پایور و صاحبمنصب باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن، برای اشاره به فرد صاحب مقام یا مأمور دولتی از این واژهها استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی معاصر، برای رساندن مفهوم دارنده مقام رسمی از ترکیبات فوق یا واژه موظف (کارمند) استفاده میکنند.
به فارسی
واژههای سره و ترکیبی فارسی که معادل منصبدار هستند شامل پایور، کارگزار، مقامدار، مسئول، و عهدهدار میشوند. این کلمات بر دارندگی یک رتبه حقوقی یا اداری دلالت دارند.
در قرآن
کلمه ترکیبی و فارسی «منصبدار» در متن قرآن مجید نیامده است. حتی اسم «منصب» نیز در قرآن ذکر نشده، هرچند مشتقات فعلی دیگری از ریشه ثلاثی مجرد آن (ن ص ب) مانند «فَانصَبْ» یا «نُصِبَتْ» در آیات دیده میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل منصبدار
واژه «منصبدار» یک صفت مرکب فاعلی و امتزاجی از دو زبان عربی و فارسی است. بخش اول آن یعنی «منصب» ریشه در زبان عربی دارد و به معنی جایگاه و برپا کردن است، و بخش دوم یعنی «دار» پسوند دارندگی در زبان فارسی است. در مجموع، این کلمه به فردی اشاره میکند که رتبه و جایگاه رسمی حقوقی، سیاسی یا نظامی را در یک حکومت یا سازمان تصاحب کرده است.
از نظر تاریخی، منصبدار یک عنوان کلیدی در بروکراسیهای بزرگی همچون امپراتوری گورکانی هند و دولت عثمانی بود که سلسلهمراتب اداری و نظامی را مشخص میکرد. امروزه این واژه جای خود را به اصطلاحاتی چون مسئول، کارگزار، پایور یا مقامات رسمی داده است اما همچنان در متون اداری، حقوقی و ادبی کاربرد دارد.
در ساختارهای سنتی، منصبدار بودن نمادی از قدرت رسمی، اقتدار دیوانی و قرار گرفتن در زنجیره فرماندهی حکومت بود. متضاد این کلمه در بافتار قدیمی واژههایی مانند رعیت یا فرد عامی، و در بافتار مدرن کلماتی مثل فرد عادی یا عزلشده است.