یعنی چه
قیاس گرفتن به معنای سنجیدن یک امر با امری دیگر، برآورد کردن و استدلال بر پایه شباهتهاست. این واژه در منطق به معنی استنتاج از مقدمات و در فقه به معنی تسری دادن حکم یک مسئله به مسئله دیگر به دلیل علت مشترک کاربرد دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت مرکب به صورت «قِیاس گرفتن» (ghi-yās gereftan) است که در آن حرف قاف دارای کسره و سین ساکن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «قیاس گرفتن» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل سنجیدن یا مقایسه کردن کاربرد دارد و دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، عبارات فوق دقیقترین برگردانهای انگلیسی برای این اصطلاح هستند.
به عربی
ریشه اصلی واژه از زبان عربی است و افعال و مصادر فوق معادلهای دقیق آن محسوب میشوند.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این عبارت شامل سنجیدن، همسنجی، تشبیه کردن و ساختارهای مرتبط با اندازهگیری و تقریب است.
جمعبندی و توضیح کامل قیاس گرفتن
مفهوم «قیاس گرفتن» فراتر از یک ترکیب ساده زبانی، سازوکاری بنیادین در تفکر انسانی، منطق فلسفی و نظامهای حقوقی و فقهی است. ریشهشناسی این واژه ما را به عمق فرآیندهای ذهنی میبرد که در آن انسان برای درک مجهولات، به معلومات خویش تکیه میکند. هنگامی که از ریشه عربی ق-ی-س یا ق-و-س صحبت میکنیم، با مفهوم بنیادین اندازهگیری، همسنجی و پیمانه کردن مواجه میشویم. این ریشه با پیوند خوردن به فعل کمکی «گرفتن» در زبان فارسی، از یک مفهوم ایستای اسمی به یک فرآیند پویای شناختی تبدیل میشود که در آن ذهن به طور فعال دست به انتخاب، ارزیابی و استخراج نسبت میان دو پدیده میزند. این پویایی ساختاری نشان میدهد که انسانها چگونه از گذشته تاکنون برای نظم بخشیدن به جهان پیرامون خود، پدیدههای ناشناخته را در ترازوی پدیدههای شناختهشده قرار دادهاند.
در تحلیل کاربرد واقعی این اصطلاح، باید میان سطوح مختلف زبانی تمایز قائل شد. در زبان زنده و روزمره، قیاس گرفتن اغلب به معنای سنجش ظاهری دو امر، دو شخص یا دو وضعیت برای یافتن نقاط اشتراک و افتراق است. اما در لایههای عمیقتر، این عبارت ابزار اصلی استدلال منطقی و استنباط فقهی محسوب میشود. در منطق ارسطویی، قیاس به عنوان شریفترین و محکمترین شکل استدلال (برهان) شناخته میشود که در آن حرکت ذهن از کلی به جزئی است؛ یعنی با چیدمان درست مقدمات کبری و صغری، ضرورتاً به نتیجهای قطعی دست مییابیم. در مقابل، در حوزه فقه و اصول، قیاس به معنای سرایت دادن حکم یک موضوع (اصل یا مقیسعلیه) به موضوعی دیگر (فرع یا مقیس) به دلیل وجود علت مشترک (جامع) است. این تفاوت کارکردی نشان میدهد که یک عبارت واحد چگونه میتواند در یک ساختار علمی موجب قطعیت و در ساختاری دیگر موجب ظن و گمان شود.
برای درک دقیقتر، مرزبندی میان قیاس گرفتن و واژههای همسایه مانند استقراء و تمثیل ضرورت دارد. مغالطه و خلط مبحث زمانی رخ میدهد که این مرزها کمرنگ شوند. در استقراء، ذهن مسیر معکوسی را طی میکند؛ یعنی با بررسی تکتک جزئیات به یک قاعده کلی میرسد. از سوی دیگر، آنچه در فقه عامه قیاس نامیده میشود، در منطق کلاسیک تفکیک شده و تحت عنوان «تمثیل» شناخته میشود که همان سرایت دادن حکمی از جزئی به جزئی دیگر بر اساس شباهت ظاهری است. عدم درک این تمایزهای ظریف علمی در طول تاریخ موجب مناقشات کلامی و فقهی بزرگی شده است. به عنوان مثال، مکتب فقهی شیعه به پیروی از آموزههای اهل بیت، قیاس ظنی را به دلیل عدم کشف قطعی علت واقعی احکام، باطل و مایه محو دین میداند، در حالی که در مکتب حنفی، قیاس به عنوان یکی از منابع اصلی استنباط در کنار کتاب و سنت پذیرفته شده است.
یکی از مهمترین برداشتهای اشتباه در فضای عمومی و حتی برخی محافل نیمهتخصصی، تصور وجود این اصطلاح در متن قرآن کریم است. بررسیهای دقیق زبانشناختی و قرآنی نشان میدهد که واژه قیاس در مصحف شریف به کار نرفته است، بلکه این اصطلاح در قرون اول و دوم هجری به عنوان یک ابزار متدولوژیک و اصطلاح فنی توسط فقها و اصولیون وضع و وارد ادبیات دینی شد. برداشت اشتباه دیگر، همارز دانستن کامل «قیاس گرفتن» با «مقایسه کردن» در فارسی امروزی است. اگرچه هر دو از یک ریشه تغذیه میکنند، اما مقایسه کردن بیشتر ناظر بر بررسی سطحی و پدیدارشناختی تفاوتها و شباهتها در امور عرفی است، در حالی که قیاس گرفتن، باری ساختاریافته، تحلیلی، فلسفی و سنگینتر را حمل میکند که هدف آن کشف یک قاعده، حکم یا ساختار پنهان است.
در نهایت، نکته کاربردی و حیاتی در به کارگیری این مفهوم، هشیاری نسبت به مغالطه «قیاس معالفارق» است. این مغالطه زمانی رخ میدهد که تفاوتهای ساختاری و بنیادین دو پدیده نادیده گرفته شده و تنها بر اساس یک شباهت سطحی و بیربط، حکمی یکسان برای هر دو صادر شود. در تفکر انتقادی معاصر، پرهیز از این نوع قیاسها کلید تحلیل درست مسائل اجتماعی، سیاسی و روانشناختی است. انسانها در زندگی فردی خود نیز با قیاس گرفتنهای نادرست میان خود و دیگران، دچار فرسایش روانی میشوند، چرا که شرایط زیستی، روانی و محیطی هر فرد منحصربهفرد است. بنابراین، ابزار قیاس زمانی کارآمد و گرهگشا است که مقیس و مقیسعلیه در علتی تام و منطقی شریک باشند، در غیر این صورت، قیاس گرفتن به جای روشنگری، مایهی گمراهی ذهنی و تحلیلی خواهد بود.