معنی
در لغتنامههای معتبر (مانند دهخدا)، «شَنون» یک صفت عربی از اصطلاحات اضداد است که به دو معنای کاملاً معکوس «فربه» و «لاغر» به کار میرود. همچنین به شتری که در حد فاصل لاغری و چاقی باشد یا به گرگ گرسنه (ذئب شنون) نیز اطلاق میشود. از سوی دیگر، در زبان عامیانه و گفتاری فارسی، این کلمه گاهی به عنوان صورت شکسته یا اشتباه از واژه «شنونده» به ذهن متبادر میشود.
یعنی چه
این واژه در متون کهن عربی و وامواژههای ادبی فارسی به معنای حیوانی است که نه بسیار چاق و نه بسیار لاغر است، یا به موجودی نحیف و گرسنه اشاره دارد. در برداشتهای غیررسمی فارسی نیز به معنای کسی است که گوش میدهد.
مترادف
بسته به ریشه مدنظر (عربی اضداد یا فارسی عامیانه)، مترادفهای گوناگونی دارد.
متضاد
به دلیل اینکه خود واژه در عربی از اضداد است، اگر به معنی فربه باشد متضادش لاغر است و بالعکس. در وجه فارسی (شنونده)، متضاد آن گوینده است.
هم خانواده
برای ریشه عربی آن همخانواده مستقلی در منابع ذکر نشده، اما در صورت ارتباط با ریشه فارسی (ش ن و)، کلمات فوق همخانواده آن محسوب میشوند.
جمله سازی
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی بر اساس چندگانگی معنایی واژه انتخاب شدهاند.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه در زبان فارسی به مفاهیمی چون چاق، نحیف، گرسنه یا در اصطلاح عامیانه، فرد استماعکننده اشاره دارد.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه «شنون» در زبان انگلیسی به صورت Shannon نگارش میشود که یک نام خاص برای افراد، رودخانهای معروف در ایرلند و همچنین یک واحد سنجش اطلاعات در نظریه اطلاعات (به افتخار کلود شانون) است و کاربرد فراوانی در جستجوهای علمی و جغرافیایی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل شنون
واژه «شنون» یک مدخل چندگانه و جالب در زبانشناسی است. از یک سو در لغتنامههای کهن و معتبر عربی و فارسی (مانند دهخدا) به عنوان یک صفت از گروه کلمات «اضداد» ثبت شده است که به طور همزمان میتواند به معنای فربه، لاغر، یا گرسنه باشد. این ریشه اصالتاً عربی است و در ادبیات کلاسیک کاربردهای خاص خود را داشته است.
از سوی دیگر، در زبان فارسی امروز و در میان عامه مردم، این کلمه بیشتر به عنوان یک اشتباه شنیداری، شکل شکسته یا صورتی از مشتقات فعل شنیدن (مانند شنو، شنوَند یا شنونده) تصور میشود. همچنین در کاربردهای بینالمللی، این لفظ اشاره به نام جغرافیایی و علمی شانون (Shannon) دارد. بنابراین برای حل جدول یا درک متون، باید به سیاق جملهای که این کلمه در آن به کار رفته توجه کرد.