یعنی چه
واژه «رانجه» در زبان فارسی به معنی کسی است که دچار رنج، محنت و سختی شده باشد. این کلمه به افراد آزردهخاطر، غمگین، محزون و دردمند اشاره دارد و در متون کهن مکرراً به عنوان صفت برای نشان دادن حالت دلآزردگی و فرسودگی ناشی از مشقتهای روزگار به کار رفته است.
تلفظ
این واژه در اصل و به صورت معیار در متون کلاسیک به صورت «رنجه» (Ranže) تلفظ و نگاشته میشود، اما صورت کمتر رایج و مهجور آن به صورت «رانجه» (Rānže) نیز در برخی لغتنامههای قدیمی ثبت شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه پنج حرفی «رانجه» یا «رنجه» به عنوان پاسخ برای راهنماهایی نظیر آزرده، دردمند، خسته و ملول استفاده میشود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم رانجه در زبان انگلیسی میتوان از صفاتی استفاده کرد که به رنجدیدگی، خستگی و آزردگی روحی یا جسمی اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی واژههایی که بر درد درونی، اندوه و فرسودگی ناشی از مشقت دلالت دارند، معادل این کلمه قرار میگیرند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، صفتهایی که نشاندهنده دلشکستگی، آزردگی خاطر و داشتن درد و کدر هستند به عنوان معادل کاربرد دارند.
به فارسی
برگردانها و واژههای هممعنی اصیل فارسی برای این کلمه شامل مواردی چون دلتنگ، افگار، بیمار، فرسوده از رنج و کار، و گرفتار سختی است که همگی مفهوم بار سنگین مشقت را دوش فرد نشان میدهند.
جمعبندی و توضیح کامل رانجه
واژه «رانجه» از ریشه اصیل و پهلوی «رنج» مشتق شده و به همراه پسوند صفتساز «ـه» معنای صفت مفعولی یا نسبی به خود گرفته است. این واژه در زبان فارسی امروز بسیار کمکاربرد و مهجور به شمار میآید؛ به طوری که در متون استاندارد، لغتنامههای معتبر و دیوانهای شعر کلاسیک، شکل اصلی، معیار و تثبیتشده آن به صورت «رنجه» ثبت شده و به کار میرود.
از نظر معنایی، این کلمه بازتابدهنده حالات روحی و جسمی ناخوشایندی چون دلآزردگی، اندوه، بیماری، و فرسودگی ناشی از سختیهای زندگی است. در بررسیهای واژهشناسی، رانجه یک صفت بیانی محض بوده و در فرهنگ عامه یا قرآن کریم دارای نماد یا کاربرد مستقیمی نیست؛ همچنین نباید آن را با واژههای بیگانه همآوا مانند لغت فرانسوی Ranger اشتباه گرفت.