یعنی چه
هرمز چهارم یکی از پادشاهان شاهنشاهی ساسانی بود که از سال ۵۷۹ تا ۵۹۰ میلادی بر ایران حکومت کرد. او فرزند خسرو اول (انوشیروان) بود و در تاریخ به عنوان پادشاهی عادل که از تودههای مردم و ضعفا در برابر زیادهخواهیهای اشراف و بزرگان دربار حمایت میکرد، شناخته میشود. نام هرمز خود شکل تغییریافته واژه اوستایی اهورامزدا به معنای سرور دانا است.
تلفظ
تلفظ صحیح این نام تاریخی به صورت هُرمُزدِ چهارُم (Hormizd-e Chārom) است. در متون پهلوی و پارسی میانه این نام به صورت Ōhrmazd نگاشته و خوانده میشده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و راهنمای حل جدول، برای پرسشهایی نظیر «پسر خسرو انوشیروان ساسانی»، «بیستوسومین پادشاه ساسانی» یا پادشاهی که به «هرمز ترکان» معروف بود، پاسخ اصلی «هرمز چهارم» است که دقیقاً ۹ حرف دارد.
به انگلیسی
در منابع مکتوب و تاریخنگاریهای بینالمللی، نام این پادشاه ساسانی به صورت Hormizd IV یا Hormizd the Fourth ثبت شده است.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، علاوه بر عنوان رسمی «هرمز چهارم»، در متون کهن و تاریخنامهها از او با نامهای دیگری چون «هرمز بن انوشیروان»، «هرمز بوذفرمان» و همچنین به دلیل نسب مادریاش با عنوان «هرمز ترکان» یاد شده است.
نماد چیست
در تاریخنگاری و ادبیات ایران، هرمز چهارم نماد پادشاهی است که برای برقراری عدالت، در برابر طبقه اشراف و روحانیون ایستادگی کرد و از طبقات فرودست حمایت نمود. او همچنین در سرگذشتهای تاریخی، نمادی از فرجام تلخ توطئههای داخلی و خیانت سرداران دربار (مانند گستهم و بندوی) است که در نهایت به برکناری، کور شدن و قتل او انجامید.
جمعبندی و توضیح کامل هرمز چهارم
هرمز چهارم یکی از چهرههای برجسته و در عین حال مظلوم در تاریخ شاهنشاهی ساسانی است. او به عنوان فرزند خسرو انوشیروان، میراثدار قلمرویی پهناور شد و سیاست خود را بر پایه حمایت از عامه مردم و دهقانان در برابر نفوذ روزافزون اشرافزادگان و موبدان زرتشتی بنا نهاد؛ سیاستی که هرچند محبوبیت مردمی بالایی برایش به ارمغان آورد، اما دشمنی شدید طبقه حاکم را برانگیخت.
دوران حکومت یازدهساله او با جنگهای فرسایشی در مرزها با امپراتوری بیزانس و ترکان همزمان بود. با وجود موفقیتهای نظامی برجسته سردارانی چون بهرام چوبین، تنشهای سیاسی عمیق در داخل دربار و بدگمانیهای متقابل، سرانجام به شورشهای بزرگی ختم شد که پایه پادشاهی او را سست کرد.
پایان زندگی هرمز چهارم با تراژدی همراه بود؛ او توسط داییهای خود، گستهم و بندوی، از سلطنت خلع و کور شد و مدتی بعد به قتل رسید تا راه برای پادشاهی فرزندش، خسرو پرویز، هموار شود. سرگذشت او در تاریخ ایران همواره به عنوان نمونهای از کشمکش دایمی میان قدرت مرکزی شاه و نفوذ خاندانهای اشرافی به شمار میرود.