یعنی چه
تباه گردیدن به معنای از دست رفتن کیفیت، سلامت یا پایداری چیزی است که منجر به فساد، خرابی، ویرانی یا نابودی کامل آن میشود. این واژه در متون ادبی برای دگرگونی منفی احوال دل و روح نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این مصدر مرکب به صورت [تَ باهْ گَرْ دی دَن] است که از دو واژه «تباه» (صفت) و «گردیدن» (فعل معین) تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی، واژه «تباه گردیدن» یک عبارت ۱۰ حرفی است. بسته به تعداد حروف خواسته شده، مترادفهای آن نظیر پوسیدن، تلف شدن یا فاسد شدن نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، افعال عبارتی و مصدرهای مختلفی برای رساندن مفهوم تباه گردیدن به کار میروند که زوال، فساد یا نابودی را بازگو میکنند.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی عبارتند از: خراب شدن، مضمحل گشتن، هدر رفتن، زایل شدن، برافتادن و نفله شدن. در جبهه مقابل، واژههایی مانند آباد شدن، اصلاح شدن، سامان گرفتن و رونق گرفتن به عنوان متضادهای آن شناخته میشوند.
نماد چیست
این عبارت به عنوان یک مفهوم انتزاعی، نماد اسطورهای مستقیمی ندارد؛ اما در ادبیات و متون عرفانی، همنشین و نماد مفاهیمی چون خزان، تاریکی، ویرانه و فروپاشی اخلاقی یا اجتماعی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تباه گردیدن
مصدر مرکب «تباه گردیدن» یک واژه کاملاً فارسی و اصیل است که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) و واژه tapāh دارد. این واژه دلالت بر فرآیندی دارد که در آن یک شیء، یک موقعیت یا حتی روح و دل انسان از حالت سلامت، آبادانی و اعتدال خارج شده و به سوی فساد، ویرانی، زوال و نابودی پیش میرود.
در لغتنامههای معتبری چون دهخدا، معین و عمید، معانی گستردهای از جمله ضایع شدن، هلاک شدن، پوسیدن و از بین رفتن برای آن ذکر شده است. اگرچه خود این ترکیب به دلیل اصالت فارسی در متن قرآن وجود ندارد، اما مفاهیم قرآنی متعددی مانند «فساد» و «حبط اعمال» (نابود و بیاثر شدن کارهای نیک) دقیقاً هممعنا و همراستا با مفهوم تباه گردیدن هستند.