یعنی چه
کمان حلاج یا کمان حلاجی، ابزاری چوبی، بزرگ و خمیده شبیه به کمان تیراندازی است که زهی ضخیم (معمولاً از روده حیوانات) دارد. ندافان و پنبهزنها با ضربه زدن به این زه توسط یک چوبدستی مخصوص به نام چک یا مشته، الیاف فشردهشده پنبه یا پشم را میزدند تا کاملاً از هم باز، تمیز، نرم و حجیم شود.
تلفظ
واژه کمان با فتح کاف (کَمان) و واژه حلاج با فتح حاء و تشدید و فتح لام (حَلّاج) تلفظ میشود که در حالت ترکیبی به صورت کَمانِ حَلّاج خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحان سؤالاتی نظیر «ابزار پنبهزنی» یا «کمان نداف» کاربرد دارد که دقیقاً ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این ابزار سنتی کاردینگ و پنبهزنی از اصطلاحات تخصصی مربوط به صنایع دستی استفاده میشود.
به فارسی
این ترکیب از دو بخش «کمان» (ریشه پارسی میانه kamān) و «حلاج» (ریشه عربی) تشکیل شده است. در زبان فارسی اصیل به آن کمان پنبهزنی، کمان نداف، لُرَک (یا لورک) و دَرونه نیز میگویند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، «مثل کمان حلاجی لرزیدن» کنایه و نمادی از لرزش بسیار شدید بدن به خاطر ترس یا سرمای مفرط است. همچنین گاهی به دلیل شکل ظاهریاش، نماد قامت خمیده و گوژپشت یا ابروی مقوس است. در ادبیات عرفانی نیز به واسطه نام منصور حلاج، نمادی از ابزار تصفیه، پاکسازی درون و جدا کردن سره از ناسره محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کمان حلاج
کمان حلاج یک واژه فنی، شغلی و سنتی در فرهنگ ایرانی است که به ابزار اصلی پیشه ندافان و پنبهزنان اشاره دارد. این وسیله ساده اما کارآمد با ارتعاشات زِه خود، الیاف درهمتنیده پنبه را از هم باز میکرد و کاربرد فراوانی در سبک زندگی سنتی برای تولید تشک و لحاف داشت.
اگرچه خودِ این ترکیب واژگانی در متن قرآن نیامده است، اما توصیف فرآیند حلاجی و زدن پشم (مانند آیه ۵ سوره قارعه) برای تصویرسازی روز قیامت و متلاشی شدن کوهها به کار رفته است. در ادبیات تصوف و شعر فارسی نیز این ابزار بستر ساز تشبیهات زیبایی چون لرزشهای شدید تن یا فرآیند تزکیه روح گشته است.