یعنی چه
«فِطْراً» در زبان عربی به صورت قید یا مفعول مطلق، به معنای «بهصورت ذاتی» یا «از ابتدا پدید آوردن» است. ریشه اصلی آن به معنای شکافتن و خلقت بدون سابقه است. همچنین در برخی منابع لغوی کهن مانند برهان قاطع، این واژه معرب از زبان یونانی و به معنای مطلقِ بذر و تخم گیاه ذکر شده است.
تلفظ
این کلمه بر اساس ریشه عربی به صورت «فِطْراً» (با تنوین نصب) یا بر اساس نقلقولهای کهن لغوی به صورت «فَطْرا» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه ۴ حرفی «فطرا» معمولاً به عنوان پاسخی برای راهنماهای «بذر گیاه (معرب)» یا «در اصل آفرینش» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در بافتار آفرینش و ریشه فطر به کار رود یا به مفهوم سرشت اشاره داشته باشد، معادلهای متفاوتی دارد.
به عربی
خود واژه ریشه و ساختار عربی دارد و بازتابدهنده مفهوم شکافتن پوسته عدم و پدیدآوردن است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن با توجه به کاربرد، «آفرینشِ ابداعی»، «بهطور ذاتی» و در اصطلاح کهن «تخم گیاه» است.
نماد چیست
این واژه در ادبیات عرفانی و فلسفی نمادِ «نقطه شروع خلقت»، «پاکی و زلالی اولیه موجودات» و شکوفایی از یک مبدأ نهان (مانند شکافتن دانه) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل فطرا
واژه «فطرا» در زبان فارسی معیار به عنوان یک اسم مستقل چندان رایج نیست و بیشتر در دو حالت کاربرد دارد؛ اول در بافتار متون دینی و قرآنی که به عنوان حالت قیدی یا مشتقی از ریشه «ف-ط-ر» به معنی خلقت اولیه، ابداع بدون سابقه و شکافتن عدم برای به وجود آوردن موجودات استفاده میشود.
دوم در فرهنگهای لغت کهن مانند برهان قاطع و به تبع آن در لغتنامه دهخدا، که این واژه را کلمهای معرب از زبان یونانی دانستهاند که در آن زبان به معنای مطلق بذر، دانه و تخم گیاه به کار میرفته است. به همین جهت در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه جایگاه خاصی پیدا کرده است.
در تحلیل نهایی، معنای این کلمه پیوند عمیقی با مفهوم «آغاز، شکافتن دانه یا پوسته عدم، و ظهور حیات اولیه» دارد و مفاهیمی نظیر فطرت، فاطر و افطار نیز همگی از همین ریشه و معنای بنیادین مشتق شدهاند.