یعنی چه
«دیوِ مِحَن» یک ترکیب استعاری و اضافهٔ تشبیهی در ادبیات کلاسیک فارسی است. در این عبارت، «مِحَن» جمعِ محنت به معنای رنجها، بلاها و اندوههاست؛ بنابراین واژه کنایه از سختیها و گرفتاریهای سهمگین زندگی است که از نظر آسیبرسانی و آزاردهندگی، به دیو یا شیطان تشبیه شدهاند.
تلفظ
این ترکیب مضاف و مضافالیه به صورت «دِیوِ مِحَن» تلفظ میشود که در آن حرف دال دارای کسره، واو دارای کسرهٔ اضافه، میم دارای کسره و حاء دارای فتحه است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول عبارت ۶ حرفی «دیو محن» است که به عنوان تجسم رنج و اندوه شدید یا بلای سهمگین در اشعار کهن به کار میرود.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی این اصطلاح استعاری، از ترکیب کلماتی چون Demon (دیو/شیطان) یا Monster (هیولا) همراه با واژگان بیانکننده درد و رنج مانند afflictions یا woes استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و خالصتر این واژه در زبان فارسی شامل تعابیری چون «دیوِ بلا»، «اهریمنِ رنج»، «لشکر غم» و «سختیهای توانفرسا» است که همگی تجسم عینی رنجهای روحی و دنیوی هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، این عبارت نمادِ ناامیدی، تجسم افسردگی، بدخواهی چرخ فلک و ناگواریهای شدید زندگی است که گریبانگیر انسان میشود و آرامش او را میرباید.
جمعبندی و توضیح کامل دیو محن
عبارت «دیوِ مِحَن» یک ترکیب استعاری و از نمونههای زیبای اضافه تشبیهی در شعر کلاسیک فارسی، بهویژه در غزلهای خواجه شمسالدین حافظ شیرازی است. واژه «مِحَن» ریشه عربی دارد و جمعِ «محنت» به معنی رنج، بلا و آزمایشهای سخت زندگی است. ترکیب آن با واژه فارسی «دیو»، موجودی افسانهای و اهریمنی را به تصویر میکشد که تجسم عینی تمام غمها، مصیبتها و تیره روزیهای انسان است.
حافظ در غزل معروف خود میفرماید: «ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت / به سوی دیو محن ناوک شهاب انداز»؛ در این بیت، شاعر گوشهچشمی به مفاهیم قرآنی (مانند پرتاب شهاب به سوی شیاطین) دارد و بیان میکند که برای دور کردن و شکست دادن این دیوِ رنج و غم روزگار، باید تیر شهابی (که کنایه از آه آتشین یا جام شراب طربانگیز است) پرتاب کرد. این واژه به صورت یک مدخل مستقل و رسمی در لغتنامههای عام ثبت نشده، بلکه ارزش آن در بافت ادبی و تفسیری اشعار کهن نهفته است.