یعنی چه
«بِعَبْدِهِ» یک واژهٔ مستقل فارسی نیست؛ بلکه ترکیبی عربی (جار و مجرور و مضافالیه) است که از سه بخش تشکیل شده: حرف جر «بِـ» (به/با)، اسم «عَبْد» (بنده) و ضمیر متصل «ـهِ» (او/خودش). این واژه به واسطهٔ متون دینی و قرآن کریم به زبان فارسی وارد شده است.
تلفظ
این ترکیب با کسر باء، سکون عین، فتح باء، سکون دال و کسر هاء یعنی [بِ عَبْ دِ هِ] تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ پنج حرفی برای سؤالات مربوط به بندهٔ او یا عبارتی قرآنی در سوره اسراء.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی متون اسلامی، این واژه را به صورت سرمایهگذاری بر ضمیر ملکیت الهی (His) معنا میکنند.
به عربی
این ساختار، یک ترکیب کاملاً عربی و فصیح است که از ریشه (ع ب د) مشتق شده است.
به فارسی
در ترجمهٔ متون قرآنی به فارسی، این عبارت معمولاً به «به بندهٔ خویش» یا «با بندهٔ خود» برگردانده میشود.
در قرآن
این ترکیب به صورت دقیق در آیه اول سوره اسراء آمده است: «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا...» (پاک و منزه است خدایی که بندهاش را شبانه سیر داد...). همچنین در سوره نجم آیه ۹ به صورت «فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ» نیز مفهوم بندگی را برجسته میکند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و تفاسیر اسلامی، این واژه نماد مقام فنا، تواضع کامل در برابر باریتعالی و نشاندهندهٔ آن است که والاترین جایگاه انسان نزد خداوند، رسیدن به رتبهٔ «بندگی خالصانه» (عبد بودن) است.
جمعبندی و توضیح کامل بعبده
واژهٔ «بعبده» در اصل یک لغت مستقل در زبان فارسی به شمار نمیرود، بلکه یک ترکیب نحوی فصیح از زبان عربی است که به دلیل اهمیت و کاربرد فراوان در قرآن کریم، به متون دینی، ادبی و عرفانی فارسی راه یافته است. این واژه ساختاری متشکل از حرف اضافه، اسم و ضمیر دارد که معنای صریح آن «به بندهاش» یا «با بندهٔ خود» است.
در فرهنگ اسلامی و تفاسیر مذهبی، کاربرد این واژه بسیار ویژه است؛ چرا که خداوند در جریان معراج، پیامبر اسلام (ص) را با عنوان «بندهاش» (عَبْدِهِ) خطاب میکند. این موضوع در ادبیات عرفانی به این معنا تعبیر میشود که عبودیت و بندگی، بالاترین و شریفترین مقامی است که یک انسان میتواند در پیشگاه الهی به آن دست یابد.