یعنی چه
این عبارت در معنای مادی و فیزیکی به حالت بلند شدن از زمین و روی دو پا ایستادن دلالت دارد. در کاربردهای اجتماعی، سیاسی و ادبی، به معنای آگاهی، هوشیاری، شروع یک حرکت جمعی، مخالفت با ستم و دست زدن به شورش یا انقلاب (قیام کردن) به کار میرود.
تلفظ
این واژه از سه بخش «بَر» (پیشوند جهتنما)، «پا» (عضو بدن) و «خاستن» (فعل به معنی بلند شدن) تشکیل شده است. در هنگام تلفظ باید توجه داشت که حرف «خ» در خاستن خوانده میشود و املای آن با «ص» یا «س» اشتباه نگردد.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، اگر برای راهنمای ایستادن یا بلند شدن به یک عبارت ۹ حرفی نیاز داشتید، «برپا خاستن» پاسخ دقیق شماست. کلمات کوتاهتر مانند ایستادن، برخاستن و قیام نیز از جایگزینهای آن هستند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، برای معنای فیزیکی از stand up و برای مفاهیم استعاری، حماسی و انقلابی از واژههای rise یا revolt استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مفهوم این واژه با ریشههای «قوم» و «نهض» پیوند دارد. اگرچه خود عبارت فارسی در قرآن نیست، اما مشتقات آن مانند «یَقُومُ» (برمیخیزند) در توصیف روز رستاخیز به وفور دیده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی سره و واژگان همردیف، عباراتی چون «بلند شدن»، «قامت راست کردن»، «خیزش نمودن» و «سر برآوردن» همگی بازتابدهنده معنای این ترکیب اصیل هستند. ریشه فعل «خاستن» از زبان پهلوی و ایرانی باستان به ما رسیده است.
جمعبندی و توضیح کامل برپا خاستن
عبارت «برپا خاستن» یک ترکیب اصیل و کهن در زبان فارسی است که از پیشوند «بر»، اسم «پا» و فعل «خاستن» (به معنی بلند شدن) شکل گرفته است. این واژه در وهله اول تغییر وضعیت فیزیکی بدن از حالت نشسته یا خوابیده به حالت ایستاده را توصیف میکند. با این حال، ارزش زبانی آن فراتر از یک حرکت ساده جسمانی است و در طول تاریخ ادبیات و سیاست ایران، بار معنایی حماسی و استعاری عمیقی به خود گرفته است.
در کاربردهای اجتماعی و ادبی، برپا خاستن مترادف با بیداری، آگاهی، ظلمستیزی و آغاز یک حرکت یا انقلاب جمعی است. در این بافت، «نشستن» تسلیم و تنبلی قلمداد میشود، در حالی که «برپا خاستن» نماد پایداری، مقاومت و اراده برای تغییر وضع موجود است. به همین دلیل در ترجمههای متون معنوی و عبارات قرآنی نیز مفهوم «قیام» و رستاخیز انسانها غالباً با این عبارت زیباشناختی بازگردانی میشود.