یعنی چه
این واژه در اصل اسم فاعل از ریشه عربی «بلی» است و به هر چیز پوسیده و مستهلکی اشاره دارد که کیفیت اولیه خود را از دست داده است. همچنین در ادبیات فارسی قدیمی، گاهی به عنوان صورت دیگری از میوهٔ آلبالو ثبت شده است.
تلفظ
تلفظ این واژه بسته به ریشه آن متفاوت است؛ در حالت اول با الف و لام تعریف عربی و سکون لَام خوانده میشود و در حالت دوم به صورت کشیده و مشابه آلبالو تلفظ میگردد.
در جدول
در طراحهای جداول کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان معادل ششحرفی برای واژههای فرسوده، کهنه یا نام دیگر میوه آلبالو مورد استفاده قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای مفهوم فرسودگی از اصطلاحاتی چون worn-out و obsolete استفاده میشود، در حالی که برای ریشه دوم فارسی آن معادل میوه آلبالو به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی معیار، این واژه به صورت مستقل کاربرد زیادی ندارد و بیشتر مشتقات یا ترکیبهای آن مانند «فراغالبالی» (آسودهخاطری از ریشه بال به معنی خاطر) یا معادلهای مستقیمی نظیر پوسیده و کهنه جایگزین آن میشوند.
در قرآن
عین واژهٔ «البالی» در قرآن نیست؛ اما مشتقات ریشه آن در ترکیبهایی مثل «عِظامٌ بالِیَة» (استخوانهای پوسیده) و همچنین واژه «بَال» به معنی خاطر و وضع حال (مانند آیه «وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ») به چشم میخورد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ عامه، هر چیز بالی و مندرس (مانند جامه بالی) نشاندهنده ناپایداری جهان مادی، گذر بیرحمانه زمان و از دست رفتن جلوههای ظاهری زندگی است.
جمعبندی و توضیح کامل البالی
واژه «البالی» یک کلمه دووجهی در لغتنامههای فارسی محسوب میشود. از یک سو در ریشه عربی خود (مشتق از ب ل ی) به معنای فرسوده، کهنه و پوسیده است که در متون مذهبی و ادبی به اشیاء یا کالبدهای زوالیافته اشاره دارد. از سوی دیگر، در برخی منابع کهن فارسی به عنوان دگرگونشده و صورتی مجزا از واژه «آلبالو» ثبت شده است.
این واژه امروزه به صورت مستقل در گفتار روزمره فارسی کاربرد چندانی ندارد، اما ریشههای همخانواده آن در اصطلاحاتی نظیر «فراغ بال» یا تعابیر قرآنی مربوط به استخوانهای پوسیده پس از مرگ دیده میشود. دانستن تعداد حروف و معانی متنوع آن بیش از هر چیز در حل جداول کلمات متقاطع و درک متون کلاسیک اهمیت دارد.