یعنی چه
این واژه به معنی درهمتنیدگی شدید، پریشانی و کلاف سردرگم است که معمولاً برای موی ژولیده، نخ یا ریسمان گرهخورده و کنایه از اوضاع نابسامان و کارهای پیچیده به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت دَر هَم گوریدِه است که از واژهٔ فارسیِ سرهٔ گوریده مشتق شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند آشفته، ژولیده، کلاف سردرگم و درهمبرهم به عنوان راهنمای این کلمه میآیند.
به انگلیسی
برای توصیف اشیا یا موهایی که به شدت در هم پیچیده و آشفته شدهاند از این معادلها استفاده میشود.
به عربی
این واژهها در زبان عربی مفهوم گرهخوردگی، سردرگمی و کلافهای درهمپیچیده را میرسانند.
به فارسی
برابرهای فارسی اصیل و رایج این کلمه شامل ژولیده (برای مو)، آشفته (برای احوال و مو)، و کلاف سردرگم (برای کارها یا ریسمان) است.
جمعبندی و توضیح کامل در هم گوریده
واژهٔ «در هم گوریده» صورت تقویتشده و تأکیدی از واژهٔ «گوریده» است که از مصدر فارسی و سرهٔ «گوریدن» به معنای سردرگم شدن و درهمپیچیدن نخ یا مو ریشه میگیرد. این کلمه هیچ ارتباطی با واژهٔ گور به معنای قبر یا حیوان گورخر ندارد و کاملاً اصیل و متعلق به زبان فارسی دری است.
در کاربرد واقعی و ادبی، این واژه نماد بینظمی شدید، کلاف سردرگم، آشفتگی ذهنی و گرههای کور در امور زندگی است. به عنوان مثال وقتی ریسمانها یا تارهای مو آنچنان به هم میپیچند که باز کردنشان بدون بریدن ممکن نیست، یا کارهای یک شخص چنان گره میخورد که راه حلی برایش به نظر نمیرسد، از صفت در هم گوریده استفاده میشود.