معنی
واژه بطالت در زبان فارسی به حالت یا کیفیت بیکار بودن، تنپروری و ضایع کردن وقت بدون انجام کار مفید اشاره دارد. در متون کهن به ندرت به معنای شجاعت نیز آمده اما معنای رایج آن اتلاف وقت است.
یعنی چه
این واژه وضعیت فردی را توصیف میکند که بدون اشتغال به کار سودمند، روزگار میگذراند و نیروی خود را در امور بیفایده یا بیاثری که عاقبت الهامبخشی ندارند هدر میدهد.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی با کسر حرف اول (بِ) تلفظ میشود و اسم مصدر عربی است که به همین صورت وارد فضا و ساختار زبانی فارسی شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدول با توجه به تعداد حروف خواسته شده میتواند کلماتی چون بیکاری، کاهلی یا خود عبارت «بطالت فارسی» که دقیقاً ده حرف دارد باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافتار متن، واژگانی که مفهوم معطل بودن، تنبلی یا توخالی بودن و اتلاف وقت را برسانند به عنوان معادل به کار میروند.
به عربی
این واژه اصالتاً از ریشه ثلاثی مجرد (بَ طَ لَ) در زبان عربی گرفته شده است که به معنی بیاثر شدن و از کار افتادن است.
به ترکی
در زبان ترکی بسته به اینکه منظور از بطالت، سستی فردی باشد یا نداشتن شغل و کار، از واژههای متفاوتی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بطالت فارسی
واژه بطالت از ریشه عربی «بطل» وارد زبان فارسی شده و در مفهوم اصلی خود به معنای بیکاری، تنپروری، کاهلی و تباه کردن زمان بدون انجام دادن کارهای مفید و ثمربخش است. این کلمه در ادبیات اخلاقی و متون کهن فارسی همواره نکوهش شده و به عنوان نقطهای در مقابل تلاش، کوشش و اشتغال سازنده قرار میگیرد که باعث رکود فردی و اجتماعی میشود.
اگرچه خود کلمه بطالت به طور مستقیم در قرآن کریم ذکر نشده است، اما همخانوادههای سرشناس آن مانند «باطل» و «مبطلون» بارها در معنای ناپایداری، ناحقی و بیهودگی در برابر جریان حق استعمال شدهاند. فرهنگ لغتهای معتبری چون دهخدا و معین نیز این واژه را مترادف عطلت، سستی و هدر رفتن عمر دانستهاند.
در بازیهای فکری و جداول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً با نشانههایی چون اتلاف وقت یا بیکاری راهنمایی میشود. شناخت این واژه و همخانوادههایش نظیر ابطال و بطلان، به درک عمیقتر ساختار معنایی کلمات انتزاعی در زبان فارسی کمک شایانی میکند.