معنی
خمیاز (که شکل رایجتر آن خمیازه است) به حالت فیزیکی و غیرارادی باز شدن وسیع دهان و استنشاق عمیق هوا گفته میشود که معمولاً در زمان خستگی، کسالت، خوابآلودگی یا خماری رخ میدهد و گاهی با کشش عضلات و اندامها همراه است.
یعنی چه
این کلمه در لغتنامهها علاوه بر تنفس عمیقِ ناشی از خوابآلودگی، به معنای کشیدگی و دست دراز کردن اندامها به سمت بالا (کشش عضلانی بعد از بیداری یا هنگام سستی) نیز تعبیر شده است.
مترادف
در زبان فارسی برای این حالت واژههای کهن و بومی متعددی مانند فاژ، فاژه و پاسک وجود دارد.
متضاد
این واژه متضادِ مستقیم و دقیقی در لغتنامهها ندارد، اما از نظر مفهوم بدنی و ذهنی، نقطهٔ مقابل حالت خستگی و غفلت است.
ریشه
این واژه کاملاً فارسی است و از ترکیب «خم» (به معنی انحنا و دگرگونی شکل) + «یازه» (از مصدر یازیدن به معنی کشیدن و دست دراز کردن) ساخته شده است که در مجموع مفهومِ کشش اندامها همراه با خمیدگی را میرساند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول (خَ) و سکون میم (مْ) تلفظ میشود و در وزن با کلمهٔ «خامیاز» و «خمیازه» همریشه است.
به انگلیسی
معادل اصلی این واژه در زبان انگلیسی Yawn است و در زبان عربی از واژهٔ تثاؤب برای انتقال این مفهوم استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خمیاز
واژهٔ «خمیاز» یک واژهٔ اصیل، کهن و خالص فارسی است که صورتِ دیگر و هموزنِ واژهٔ آشناترِ «خمیازه» به شمار میرود. این کلمه از ترکیب دو بخش «خم» و «یازه» (از مصدر یازیدن) ساخته شده و در اصل به معنای کششِ اندامها و عضلات بدن به همراه باز شدن تشنجی و غیرارادی دهان است که معمولاً در مواقع خستگی، کسالت، خماری و خوابآلودگی رخ میدهد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، خمیاز یا خمیازه به عنوان نماد غفلت، ملال، بیحوصلگی و تنبلی شناخته میشود. صائب تبریزی در شعر معروف خود به ویژگیِ مسری بودن این حالت اشاره کرده و سرایت غفلت را به آن تشبیه میکند. این کلمه در متن قرآن کریم به کار نرفته است، اما مفهوم فیزیکی آن در احادیث با واژهٔ عربی «تثاؤب» مطرح شده است.
در بازیهای فکری و جدول کلمات، واژهٔ «خمیاز» به عنوان یک پاسخ دقیقِ ۵ حرفی شناخته میشود که جایگزینی برای کلمات مترادفی همچون دهندره، فاژ و پاسک است.