یعنی چه
اصطلاحی در نجوم بطلمیوسی و ادبیات کهن است که به هفت جرم آسمانی متحرک در آسمان اشاره دارد که مکانشان نسبت به ستارههای ثابت تغییر میکرد. این اجرام شامل قمر (ماه)، عطارد، زهره، شمس (خورشید)، مریخ، مشتری و زحل بودند. در علم امروز خورشید ستاره و ماه قمر است، اما در گذشته به خاطر حرکت ظاهریشان در دسته سیارات قرار میگرفتند.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت «سَیّاراتِ سَبْعِه» است که از دو واژه عربی سیّارات (به معنی حرکتکنندگان) و سَبْعه (به معنی عدد هفت) تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این واژه براساس تعداد حروف «سیارات سبعه» (۱۰ حرف) است. از طراحان جدول ممکن است معادلهای هفتحرفی یا نهحرفی آن را نیز مد نظر داشته باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم تاریخی از اصطلاح سیارات کلاسیک یا هفت سیاره سرگردان استفاده میشود.
به عربی
این ترکیب ریشه کاملاً عربی دارد و در متون نجوم اسلامی به همین صورت یا به شکل الكواكب السيارة السبعة به کار رفته است.
به فارسی
در زبان و ادبیات فارسی، برگردانها و معادلهای کهن متعددی مانند «هفت اختر»، «هفت سیاره»، «هفت ختّال» و «هفت اورنگ» برای این اصطلاح وجود دارد.
نماد چیست
در اختربینی و اسطورهشناسی کهن، هر یک از این هفت جرم نماد یک روز هفته، یک فلز و یک ویژگی بودند؛ مثلاً شمس نماد طلا و روز یکشنبه، قمر نماد نقره و روز دوشنبه، مریخ نماد آهن و جنگ، و زحل نماد سرب و کهنسالی بود.
جمعبندی و توضیح کامل سیارات سبعه
اصطلاح «سیارات سبعه» (یا سبعه سیاره) یکی از مفاهیم بنیادین در کیهانشناسی و نجوم کهن (هیئت بطلمیوسی) است. در این دیدگاه، زمین در مرکز عالم فرض میشد و هفت جرم آسمانی شامل ماه، عطارد، زهره، خورشید، مریخ، مشتری و زحل به دلیل داشتن حرکت ظاهری و مشخص در آسمان شب، در موازات یکدیگر به عنوان سیاره شناخته میشدند و در برابر «ستارگان ثابت» قرار میگرفتند.
اگرچه با پیشرفت علم نجوم و اثبات مدل خورشیدمرکزی مشخص شد که خورشید یک ستاره و ماه قمر زمین است، اما این مفهوم تاریخی تأثیر شگرفی بر فرهنگ، ادبیات فارسی و طالعبینی کهن گذاشته است. این هفت جرم پیوند نزدیکی با پیدایش نامگذاری روزهای هفته در بسیاری از فرهنگها و همچنین فلزات هفتگانه باستانی داشتهاند.
در حوزه مذهبی و قرآنی، اگرچه عبارت صریح «سیارات سبعه» در متن قرآن نیامده، اما مفاهیمی چون «السموات السبع» (آسمانهای هفتگانه) و کواکب ذکر شدهاند که در تفاسیر کهن گاهی با این افلاک تطبیق داده میشدند، هرچند مفسران معاصر این دو دیدگاه را کاملاً مجزا از یکدیگر میدانند.