یعنی چه
واژهٔ المغلوب به معنای شکستخورده، مقهور، یا ناتوان از مقاومت است. این کلمه برای اشاره به فرد یا گروهی به کار میرود که در یک نبرد، مسابقه، یا کشمکش مادی و معنوی، بازی یا جنگ را به حریف واگذار کرده و زیردست قرار گرفته است. همچنین در عباراتی نظیر «مغلوب علی أمره» به معنای شخص درمانده و بیاختیار استفاده میشود.
تلفظ
این کلمه با سکون لام، فتح ميم، سکون غین و ضمهٔ لام تلفظ میشود و در زبان عربی همراه با علامت تعریف «ال» است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ واژهٔ «المغلوب» دقیقاً دارای ۷ حرف است. بسته به طراح جدول، کلمات هممعنی دیگر نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی برای رساندن این مفهوم وجود دارد که رایجترین آنها Defeated به معنای شکستخورده است.
به عربی
المغلوب خود واژهای اصیل و فصیح در زبان عربی است. مترادفهای دقیق آن در این زبان شامل المهزوم و المقهور میشوند.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه در زبان فارسی «شکستخورده»، «مقهور»، «زیردست» و «ازپادرآمده» است که در متون ادبی و روزمره کاربرد دارد.
در قرآن
این واژه (بدون ال) در آیه ۱۰ سوره قمر ذکر شده است؛ آنجا که حضرت نوح (ع) پس از تکذیب و آزار قومش به درگاه خدا دعا میکند: «من مغلوب شدهام، پس یاریام کن». این فراز نماد تضرع بشر و پناه بردن به قدرت الهی در اوج درماندگی است.
جمعبندی و توضیح کامل المغلوب
واژهٔ «المغلوب» ریشه در زبان عربی (از ثلاثی مجرد غَلَبَ) دارد و اسم مفعول معرفه به «ال» است که وارد ادبیات فارسی شده است. این کلمه در لغت به معنای شکستخورده، بازنده، مقهور و کسی است که دیگری بر او چیره شده باشد. از نظر معنایی، متضاد واژههایی همچون «غالب»، «فاتح» و «پیروز» به شمار میرود و همخانوادههایی مانند غلبه، اغلب و تغلب دارد.
علاوه بر کاربرد لغوی و عمومی، این کلمه در فرهنگ اسلامی و قرآنی یادآور دعای خاضعانه و مشهور حضرت نوح (ع) در سورهٔ قمر است که در بافت متن، نمادی از ضعف موقت انسان در برابر ظلم و پناه بردن به قدرت برتر خداست. همچنین شایان ذکر است که در موسیقی سنتی و اصیل ایرانی، «مغلوب» نام یکی از گوشههای موسیقی در دستگاههای سهگاه و چهارگاه میباشد.