یعنی چه
این ترکیب در زبان کهن فارسی به معنای بازی کردن با گوی و چوگان (ورزش چوگان) است، چرا که واژه «باختن» در اصل معنای بازی کردن و سرگرم شدن داشته است. در کاربردهای مجازی و ادبی، این واژه به معنای مغلوب شدن، از دست دادن توپ یا واگذار کردن میدان رقابت نیز به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه مرکب متشکل از دو بخش «گُی» (Goy) و «باخْتَن» (Bākhtan) است.
در جدول
در حل جداول کلمات متقاطع، برای راهنمای گویبازی، چوگانبازی یا واگذار کردن بازی، پاسخ اصیل و ۸ حرفی «گوی باختن» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در معنای کهن معادل بازی چوگان و در معنای امروزی و تحتاللفظی معادل باختن توپ یا شکست خوردن است.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به بازی چوگان از تعبیر لعب الصولجان و برای معنای مادی و کنایی باختن از خسر الكرة یا هزم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی این واژه شامل چوگان باختن و گویبازی در متن کهن، و مغلوب شدن، باختن یا واگذار کردن میدان در ادبیات کنایی و امروزی است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، «گوی» نماد جهان، سرنوشت یا انسانِ تحت اراده حق و معشوق است. بر همین اساس، «گوی باختن» نماد تن دادن به قضا و قدر، ابراز مهارت در بازی زندگی و شجاعت ورود به میدان عشق و رقابت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل گوی باختن
واژه مرکب و کهن «گوی باختن» از جمله اصطلاحات اصیل ادبیات فارسی است که در طول زمان دچار تحول معنایی جالبی شده است. در زبان پهلوی و فارسی میانه، فعل «باختن» علاوه بر معنای امروزی (شکست)، به چمِ «بازی کردن و سهم دادن» به کار میرفته است؛ از این رو در متون کهن، گوی باختن دقیقاً به معنای انجام ورزش چوگان یا گویبازی بوده است.
در سیر تحول زبان و نفوذ این واژه به ادبیات کنایی و عرفانی، «گوی» به نمادی از جهان، سرنوشت و انسانِ تسلیم در برابر اراده معشوق بدل شد. در این بافت، گوی باختن نشاندهنده ریسکپذیری، حضور شجاعانه در میدان عشق و تن دادن به قضا و قدر الهی است. همچنین در تعابیر عامتر، کنایه از شکست خوردن یا واگذار کردن قافیه در رقابتهای زندگی است.