یعنی چه
در اصطلاح فلسفه و منطق، نفسالامر به مرتبهای از ثبوت و واقعیت گفته میشود که ملاکِ حقانیت و صدق یک گزاره است؛ چه آن گزاره در جهان مادی مابهازای خارجی داشته باشد و چه مربوط به مجردات و مفاهیم عقلی محض باشد.
تلفظ
این ترکیب اضافهٔ عربی در زبان فارسی به صورت «نَفْسُالْأَمْر» تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ متداول در جدول برای این مفهوم، خود واژه «نفس الامر» یا «حقیقت امر» و «واقعیت» است.
به انگلیسی
در متون فلسفی و علمی غربی، برای رساندن این مفهوم از اصطلاحاتی چون واقعیت مستقل از ذهن یا حقیقت مطلب استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً ترکیبی عربی است و در زبان مبدأ نیز به همین صورت با دلالت بر ذات و متن واقعیت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی آن شامل تعابیری چون «واقعیت امر»، «حقیقت مطلب»، «متن واقع» و «اصلِ کار» است که به درستیِ بنیادی یک مسئله اشاره دارد.
نماد چیست
نفسالامر به عنوان یک مفهوم انتزاعی و فلسفی، نماد مادی یا تصویری خاصی ندارد؛ اما در حوزهی معرفتشناسی نماد «واقعیتِ مطلق و مستقل از پندار ذهن» و حد وسط میان ذهن و جهان خارج به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل نفس الامر
واژه «نفسالامر» از اصطلاحات کلیدی و عمیق در فلسفه، منطق و کلام اسلامی است که به معنای حقیقتِ محض، حاقّ واقع و ذات یک امر در خودش فارغ از توهم یا فرضهای ذهنی صرف است. در واقع، هرگاه سخن از صدق و درستی یک گزاره به میان میآید، معیار نهایی برای سنجش آن «نفسالامر» یا همان ظرف ثبوت و واقعیت آن مسئله است.
نکته مهم در بخش فلسفی این اصطلاح آن است که نفسالامر لزوماً به معنای جهان فیزیکی و مادی نیست؛ بلکه هر امر عقلانی، مجرد یا ذهنی پایدار که گزارهها با آن مطابقت مییابند (مانند محال بودن اجتماع نقیضین)، واجد حقیقتِ نفسالامری دانسته میشود. این واژه اگرچه ریشه عربی دارد و به صورت ترکیبی در قرآن نیامده، اما توسط فیلسوفان بزرگی چون ابنسینا و خواجه نصیرالدین طوسی منقح شده و به ادبیات علمی و فکری فارسی راه یافته است.