یعنی چه
این عبارت یک عنوان یا نقش ادبی است و به شاعری اشاره دارد که منظومهٔ عاشقانه و معروف «وامق و عذرا» را به نظم کشیده است. اصل این داستان ریشهای یونانی دارد که در دوره ساسانی به پهلوی ترجمه شد و در دوره اسلامی، سخنسرایان برجستهای آن را به شعر فارسی درآوردند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [sarāyandeye vāmegh va ozrā] است که از دو بخش واژهٔ فارسی «سراینده» (به معنی شاعر) و نامهای عربیشدهٔ دو دلداده یعنی «وامق» و «عذرا» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً خود کلمهٔ «سراینده وامق و عذرا» با ۱۶ حرف است. با این حال، اگر طراح جدول نام شخص خاصی را مد نظر داشته باشد، بسته به تعداد حروف، «عنصری» (نخستین سرایندهٔ آن در ادب پارسی) یا «نامی اصفهانی» پاسخهای جایگزین خواهند بود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از ترکیبات توصیفی مربوط به سرایش آثار رمانتیک و حماسی استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و تعابیر همارز فارسی برای این عبارت شامل مواردی چون «منظومهسرای وامق و عذرا»، «سخنپرداز داستان وامق و عذرا» و «شاعر غزلسرای این افسانه» است.
نماد چیست
این عنوان در ادبیات نماد پردازش مکتوب عشقهای اسطورهای و پیوند میان روایتهای هلنیستی (یونانی) با فرهنگ و ادب ایران زمین است. سراینده در این جایگاه، نماد ذوق، سخنوری و جاودانهساختن افسانههای کهن در قالب شعر مکتوب به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سراینده وامق و عذرا
عبارت «سراینده وامق و عذرا» به یک شخص واحد و ثابت اشاره ندارد، بلکه عنصری توصیفی برای نامیدن هر شاعری است که این داستان عاشقانهٔ کهن را به نظم درآورده است. اصل این حکایت بر پایه سرگذشت یونانی «متیوخوس و پارتنوپ» استوار است که در عصر ساسانیان به زبان پهلوی درآمد و پس از اسلام، برای نخستین بار توسط «عنصری بلخی» (ملکالشعرای دربار غزنویان) به جامهٔ شعر پارسی آراسته شد.
از آنجا که نسخهٔ اصلی عنصری در طول تاریخ تا حد زیادی از بین رفته و تنها ابیاتی از آن باقی مانده است، در سدههای بعد شاعران دیگری نظیر قتیلی بخارایی، میرزا محمدصادق نامی اصفهانی و شعیب جوشقانی نیز به تقلید از او یا با تکیه بر روایتهای دیگر، نظیرههایی بر این داستان سرودند. بنابراین، شناسایی دقیق هویت سراینده به نسخه و دیوان مورد نظر بستگی دارد.
در ساختار واژگانی، این ترکیب از کلمهٔ فارسی «سراینده» (به معنای ناظم و نغمهپرداز) و نام دو شخصیت «وامق» (به معنی عاشق و دوستدار) و «عذرا» (به معنی دوشیزه و پاکدامن) پدید آمده است. این اثر در ادبیات کلاسیک ایران همردیف منظومههای برجستهای چون لیلی و مجنون یا ویس و رامین، نمادی از عشقهای پاک، وفادارانه و آمیخته با هجرانهای طولانی است.