یعنی چه
این واژه در نقش صفت نسبی یا قید مرکب به کار میرود و به انجام دادن کاری یا بیان سخنی بدون سنجش، منطق، تدبیر و دور از عقل اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [بـی + خِ رَ دا نِ] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدول کلمات متقاطع با توجه به تعداد حروف، خود واژه «بی خردانه» (۸ حرف) یا مترادفهای آن است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به نقش قیدی یا صفتی کلمه، از این معادلها استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی ترکیبات قیدی یا صفات مشتق برای رساندن این مفهوم به کار میروند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی پسوند ca/ce برای ساختن این قید به کار رفته است.
به فارسی
واژههای هممعنی فارسی که میتوانند در جملات مختلف جایگزین این کلمه شوند شامل واژگان اصیل و دخیل در زبان فارسی هستند. متضادهای آن نیز شامل خردمندانه، عاقلانه، سنجیده، فرزانهوار، بخردانه و عالمانه است.
نماد چیست
این واژه یک مفهوم انتزاعی از رفتار و کنش اشتباه انسان است و نماد تصویری یا فیزیکی رسمی در فرهنگها ندارد، اما در ادبیات فارسی همواره دارای بار معنایی منفی بوده و برای نقد اقدامات بدون تدبیر به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بی خردانه
واژه «بیخردانه» یک صفت نسبی یا قید مرکب کاملاً ایرانی و پارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «بی» (به معنی فاقد)، اسم «خرد» (به معنی عقل و دانایی، برگرفته از ریشه اوستایی xratu-) و پسوند قیدساز/صفتساز «ـانه» تشکیل شده است. این واژه از نظر ساختاری به صورت «بیخرد + ـانه» تحلیل میشود و واژگانی مانند خرد، بیخرد، بیخردی، خردمند و خردمندانه با آن هم-خانواده هستند.
این کلمه به طور مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم معادل و مشابه آن در فرهنگ اسلامی و آیات قرآنی با واژههایی چون «سفاهت»، «جهل»، «بغیر علم» و عبارت «لا یعقلون» توصیف شده است که همگی به رفتارها و تصمیمهای دور از منطق و عقل سلیم اشاره دارند.
در کاربردهای زبانی و ادبی، بیخردانه برای توصیف اعمالی به کار میرود که عواقب آنها سنجیده نشده و از روی نادانی یا هوی و هوس انجام گرفتهاند. استفاده از این واژه در گفتگوها و متون، باری انتقادی دارد و در مقابل رفتارهای خردمندانه و عاقلانه قرار میگیرد.