یعنی چه
واژه «المفتون» صورتِ معرفه (دارای الف و لام) از ریشه عربی «فتن» است. این کلمه در ادبیات و زبان فارسی به معنای فردی است که به شدت مجذوب، فریفته، دلباخته و مسحور کسی یا چیزی شده باشد. در ریشه اصلی عربی نیز به معنی کسی است که در بلا، آزمایش و امتحان سخت قرار گرفته تا عیار و خلوص او سنجیده شود.
تلفظ
این کلمه با فتح مِیم، سكون فاء، ضم تاء و واو کشیده تلفظ میشود: [اَ لْ مَ فْ تُو نْ].
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی مربوط به این واژه، خود کلمه «المفتون» با ۷ حرف یا معادلهای آن مانند شیفته و مجذوب است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از صفاتی استفاده میشود که نشاندهنده کشش شدید احساسی یا سحرشدگی خلاصه میشوند.
به فارسی
نزدیکترین برگردانها و واژههای جایگزین فارسی برای آن شامل شیدا، فریفته، دلباخته، مسحور، واله و مجذوب هستند. در حالت متضاد نیز میتوان به کلماتی چون هوشیار، فارغ و دلکنده اشاره کرد.
در قرآن
این کلمه صراحتاً در آیه «بِأَيِّيكُمُ الْمَفْتُونُ» (سوره قلم، آیه ۶) آمده است. در این بخش، قرآن در پاسخ به تهمتهای مشرکان به پیامبر (ص)، اشاره میکند که به زودی مشخص میشود چه کسی «المفتون» (دیوانه، بلازده یا کسی که عقلش دچار فتنه و آسیب شده) واقعی است.
نماد چیست
المفتون در فرهنگ و ادبیات نماد مادی یا فیزیکی خاصی (مانند گیاه یا جانور) ندارد؛ بلکه به عنوان یک مفهوم استعاری، نماد تسلیم محض بودن در برابر جاذبه احساسی، شیفتگی مفرط و یا قرار گرفتن در معرض وسوسهها و آزمایشهای فکری بزرگ است.
جمعبندی و توضیح کامل المفتون
واژه «المفتون» ریشه در زبان عربی دارد و از سه حرف اصلی «ف-ت-ن» مشتق شده است. معنای اولیه و کهن این ریشه به گداختن طلا در آتش برای جدا کردن ناخالصیها بازمیگردد؛ به همین دلیل در بستر مذهبی و قرآنی، المفتون به فردی اشاره دارد که در بوته آزمایشهای سخت الهی، فتنه یا اختلالات روحی و فکری قرار گرفته است.
با ورود این کلمه به ادبیات فارسی، بار معنایی آن بیشتر به سمت جنبههای احساسی و عرفانی متمایل شد. امروزه وقتی از این اصطلاح یا همخانوادههای آن مثل مفتون استفاده میشود، عمدتاً مفهوم شیفتگی عمیق، دلباختگی، و مسحور شدن در برابر یک زیبایی یا کشش درونی تداعی میگردد که فرد را از حالت عادی هوشیاری خارج کرده است.