یعنی چه
قارچ بدبو نام عمومی گروهی از قارچها از راسته Phallales است که در زمان بلوغ، مایعی لزج و تیره به نام گلیبا ترشح میکنند. این مایع بوی بسیار تند و زنندهای شبیه به لاشه حیوانات یا فضولات دارد که باعث جذب مگسها و حشرات میشود تا هاگهای قارچ را در طبیعت پخش کنند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت ترکیبی از دو کلمه «قارچ» (با سکون ر و چ) و «بَدبو» (با فتح ب و سکون د) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً با راهنمای «قارچ متعفن» یا «قارچی با بوی گوشت گندیده» ظاهر میشود که پاسخ اصلی آن ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Stinkhorn از ترکیب stink (بوی بد) و horn (شاخ، به دلیل ظاهر برخی گونهها) ساخته شده است.
به عربی
در منابع علمی و پزشکی عربی، برای این نوع قارچ از اصطلاح فطر نتن (به معنی قارچ بدبو) یا بر اساس نام علمی آن، از الفطر الفالوسی استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی علاوه بر واژه توصیفی «قارچ بدبو»، در برخی منابع محلی یا قدیمیتر علمی از تعابیر دیگری مانند «قارچ گندو» یا «قارچ شاخبدبو» نیز استفاده شده است.
نماد چیست
این قارچ در اکولوژی نماد چرخه تجزیه و استفاده از بوی ناخوشایند برای بقا و تکثیر است. در فرهنگ عامه و فولکلور اروپایی، به دلیل شکل ظاهری استوانهای و کشیدهاش در زمان بلوغ، گاهی به عنوان نماد شهوت، باروری و نیروی جنسی شناخته میشده و حتی در قرون وسطی در ساخت معجونها کاربرد داشته است؛ هرچند بوی آن نماد مرگ و گندیدگی است.
جمعبندی و توضیح کامل قارچ بدبو
قارچ بدبو یکی از عجیبترین و در عین حال هوشمندانهترین مکانیزمهای بقا را در دنیای قارچها دارد. این قارچ برخلاف بیشتر گیاهان و قارچها که با بوی خوش یا رنگهای جذاب حشرات را به خود جلب میکنند، از استراتژی شبیهسازی بوی تعفن لاشه استفاده میکند. این بوی تند که ناشی از ترشحات بخش بالایی قارچ است، مگسها را به سمت خود میکشاند تا با نشستن روی آن، هاگها را به پاهای خود بچسبانند و در محیط پخش کنند.
از نظر ساختار واژگانی، این کلمه در زبان فارسی یک ترجمه توصیفی و دقیق از واژه انگلیسی Stinkhorn است. شکل ظاهری این قارچ در مراحل مختلف رشد تغییر میکند و از یک ساختار تخممرغی شکل به یک اندام استوانهای و کشیده تبدیل میشود که همین ویژگی ظاهری در کنار بوی خاصش، بازتابهای متفاوتی را در فرهنگ عامه ملل مختلف ایجاد کرده است.
در مجموع، این واژه در زبان فارسی کاملاً ماهیت زیستشناسی و طبیعی دارد و فاقد ریشههای ادبی کلاسیک یا کاربردهای مذهبی (مانند اشاره در قرآن) است و بیشتر در متون علمی، دایرةالمعارفها و به عنوان یک گره جذاب در جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد.