یعنی چه
این واژه در فارسی امروز دو کاربرد اصلی دارد: یکی در معنای عامیانه و رایج به عنوان پاک، نظیف و عاری از آلودگی، و دیگری در معنای ادبی و حقوقی به معنی قوهٔ درک، تفکیک و بازشناختن خوب از بد (مانند سن تمیز یا دیوان عالی تمیز).
مترادف
در معنای پاکیزگی با واژههایی چون نظیف و مرتب هممعنی است و در معنای عقلانی با تشخیص و تفکیک ترادف دارد.
متضاد
مخالف این واژه در کاربرد روزمره کثیف و ناپاک است و در کاربرد انتزاعی و حقوقی، اختلاط و اشتباه تضاد آن قرار میگیرد.
هم خانواده
واژههایی که از ریشه عربی مـیـز مشتق شدهاند با این کلمه همخانواده هستند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «مَازَ / یَمِیزُ» به معنی جدا کردن و برتری دادن گرفته شده است. املای اصلی آن در عربی «تمییز» (مصدر باب تفعیل) است که در فارسی روزمره یکی از «ی»های آن حذف شده است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با فتح تاء و سکون میم و یای کشیده تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۴ حرف دارد. بسته به طراح جدول، معادلهای ۳ یا ۵ حرفی نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
بسته به اینکه تمیز در معنی نظافت به کار رود یا در معنی قوه درک و تفکیک، برگردان انگلیسی آن متفاوت خواهد بود.
به عربی
در زبان عربی برای معنای روزمره از نظیف و برای معنای اصیل و حقوقی از تمییز استفاده میشود.
به ترکی
زبان ترکی استانبولی واژه «Temiz» را دقیقاً با همین املای فارسی و به همان معنی پاک و نظیف وام گرفته و استفاده میکند.
جمعبندی و توضیح کامل تمیز
واژه «تمیز» از جمله کلماتی است که در زبان فارسی دچار تحول معنایی جالبی شده است. این کلمه که در اصل از ریشه عربی «تمییز» به معنای جداسازی، تشخیص و تفکیک خوب از بد گرفته شده، در ادبیات حقوقی و رسمی همچنان کاربرد اصیل خود را حفظ کرده است؛ به طوری که اصطلاحاتی مانند «سن تمیز» اشاره به قدرت درک و تشخیص فرد دارد.
با این حال، در پهنه زبان عامیانه و روزمره فارسی، این کلمه تغییر شکل و تغییر معنا داده و امروزه به طور گسترده به عنوان صفت برای اشیاء یا محیطهای پاک، نظیف و عاری از آلودگی به کار میرود. جالب اینجاست که این واژه با همین املای دگرگونشده فارسی، به زبان ترکی استانبولی نیز راه یافته و در آنجا هم دقیقاً به معنای پاکیزگی استفاده میشود.
بررسی ریشه این کلمه در متون کهن و قرآن کریم (مانند واژههای تمیز و امتیاز) نشان میدهد که مفهوم بنیادین آن «جدا شدن و متمایز گشتن» است؛ مفهومی که چه در پاک کردن و جدا کردن آلودگی از اشیاء و چه در تفکیک حق از باطل در ذهن انسانی، ریشهای مشترک دارد.