یعنی چه
در لغتنامهها این واژه برای گیاه یا گلی به کار میرود که طراوت، شادابی و آب خود را از دست داده و حالت خمیده و چروکیده پیدا کرده است. در معنای کنایی و مجازی، به انسانِ غمگین، دلمرده، خسته و بیرونق نیز پژمرده میگویند (مانند رخسار پژمرده).
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این کلمه ریشه در زبانهای ایرانی باستان و پهلوی دارد. اصل آن از مصدر افسردن و پژمردن گرفته شده که با تغییرات آوایی در طول زمان به شکل امروزی درآمده و کاملاً فارسی است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «گل پلاسیده» یا «افسرده و غمگین»، واژه ۶ حرفی «پژمرده» یک جواب دقیق است.
به انگلیسی
به عربی
در ترجمههای قرآن کریم، برای توصیف زمین یا کشتزار زرد و خشک شده (مانند آیه ۵۱ سوره روم: فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا) و زمین خشک و بیگیاه (مانند آیه ۳۹ سوره فصلت: خَاشِعَةً) از معادلهای تفسیری پژمرده استفاده شده است.
به ترکی
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، حالت پژمردگی نمادی از حزن عمیق، پیر شدن، از دست رفتن شادابی و نشاط جوانی، و به نوعی نشاندهنده ناامیدی و پایان یک دوران پررونق و خوش است.
جمعبندی و توضیح کامل پژمرده
واژه «پژمرده» از واژگان اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه دارد. این کلمه در معنای واقعی خود به گیاهان، گلها و درختانی اشاره دارد که به دلیل کمبود آب، گرما یا گذر زمان، شادابی و طراوت خود را از دست داده، خمیده و پلاسیده شدهاند.
در کاربردهای ادبی و کنایی، این واژه به دنیای روحی و روانی انسانها نیز راه یافته است؛ به طوری که رخسار یا دل پژمرده نشاندهنده حالت اندوه، ناامیدی، خستگی مفرط و افسردگی است. این کلمه در شعر و ادبیات به عنوان نمادی برای افول، پیری و پایان دوران جوانی و خوشی به کار میرود.