یعنی چه
واژه سلطه در لغت به معنای چیرگی، قدرت از روی قهر و غلبه، نفوذ و داشتن کنترل کامل بر یک فرد، جامعه یا شیء است. این کلمه نشاندهنده برتری یافتن و توانایی فرمانروایی و هدایت امور به نفع خود است.
تلفظ
این واژه به صورت سُلْطَه (Solteh) تلفظ میشود که در آن حرف سین دارای ضمه، حرف لام دارای علامت ساکن و طاء دارای فتحه است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه چهار حرفی «سلطه» یا معادلهای آن مانند چیرگی، استیلا، غلبه و حاکمیت به عنوان پاسخ کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن از واژگانی چون Dominance و Domination برای سلطه عمومی و Hegemony برای سلطه سیاسی، کلان و فرهنگی استفاده میشود.
به عربی
واژه سلطه از ماده سهحرفی و ریشه عربی (س ل ط) به معنی قدرت دادن و غلبه یافتن گرفته شده است. کلمات هممعنی دیگر در عربی شامل هیمنه و استیلاء هستند.
به فارسی
از آنجا که سلطه واژهای وامگرفته از زبان عربی است، معادلهای اصیل و سره فارسی آن شامل کلماتی مانند چیرگی، فرمانروایی، اقتدار، غلبه و تفوق پنداشته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل سلطه
واژه سلطه بیانگر مفهومی عمیق از قدرت، برتری و نفوذ تام بر دیگران است. این کلمه که ریشه در زبان عربی دارد، در ادبیات سیاسی، اجتماعی و فلسفی برای توصیف ساختارهای قدرت و روابط مبتنی بر امر و نهی به کار میرود و میتواند جنبه مادی و فیزیکی داشته باشد یا به صورت روانی و فرهنگی اعمال شود.
در متون دینی و قرآنی، مفاهیم همخانواده با سلطه مانند «سلطان»، علاوه بر قدرت حاکمیت، به معنای دلیل و حجت آشکار نیز آمدهاند که نشاندهنده غلبه علمی و منطقی است. در نمادشناسی فرهنگ عامه نیز سلطه و اقتدار تام اغلب با نمادهای حیوانی قدرتمندی چون عقاب یا شیر تصویر میشود.