یعنی چه
این کلمه یک واژه مستقل نیست؛ بلکه ترکیبی از حرف عطف «فَـ» (پس، در نتیجه) و فعل مضارع «یَطْمَعَ» از ریشه «طمع» است که دلالت بر شکلگیری میل، حرص یا چشمداشت در کسی دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت بر اساس حرکتگذاری قرآنی آن «فَیَطْمَعَ» با فتحه روی فاء و یاء و سکون طاء است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه بر اساس تعداد حروف، خود «فیطمع» با ۵ حرف یا ریشه آن «طمع» با ۳ حرف است.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی عبارات قرآنی، این فعل معمولاً به صورت عبارتی و با توجه به بافتار آیه به معنای طمع کردن و تمایل همراه با آز ترجمه میشود.
به عربی
از نظر عربی معیار، فعل اصلی بدون پیشوند عطف به صورت «یطمع» یا با افعال هممعنی مانند «یرغب فیه» یا «یشتهی» بیان میشود.
به فارسی
معادل فارسی دقیق این عبارت در ترجمه متن، «پس طمع کند»، «پس به طمع بیفتد» یا «در نتیجه امید نامشروع پیدا کند» است.
در قرآن
این واژه در آیه ۳۲ سوره احزاب آمده است: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ»؛ یعنی در سخن گفتن نرمی نکنید تا کسی که در دلش بیماری [شهوت] است، به طمع نیفتد.
جمعبندی و توضیح کامل فیطمع
کلمه «فیطمع» یک واژه مستقل در زبان فارسی یا عربی نیست، بلکه یک ساختار فعلی ترکیبی در زبان عربی است که از پیشوند عطف «فَـ» (به معنی پس یا در نتیجه) و فعل مضارع «یَطْمَع» (از ریشه ط م ع) تشکیل شده است. این عبارت به طور دقیق به معنای «پس طمع کند» یا «در نتیجه چشمداشت پیدا کند» میباشد و ریشه اصیل آن به مفهوم میل شدید نفس به چیزی همراه با حرص اشاره دارد.
شهرت و کاربرد اصلی این کلمه مربوط به متن قرآن کریم در آیه ۳۲ سوره مبارکه احزاب است. در این بافتار اخلاقی و اجتماعی، خداوند به همسران پیامبر (ص) دستور میدهد که هنگام گفتگو با مردان، لحن سخن خود را نازک و تحریکآمیز نکنند تا کسانی که دلهایشان به بیماری اخلاقی و شهوت مبتلا است، دچار طمع نامشروع و وسوسه نشوند.
در فرهنگ لغات و بررسیهای ساختاری، واژگانی چون طمع، طامع، تطمیع و مطمع با این کلمه همخانواده هستند. همچنین مفاهیمی نظیر «یقنع» (قانع شود) و «ییأس» (ناامید شود) به عنوان متضادهای معنایی آن شناخته میشوند که در ادبیات اخلاقی در برابر رذیله طمع و چشمداشت کنترلنشده قرار میگیرند.