یعنی چه
واژهٔ مُغتَلِمَة (مؤنث مُغتَلِم) در اصل به معنای انسان یا حیوان مادی است که غریزه و شهوت جنسی بر او غلبه کرده و در حالت هیجان شدید یا فحلپذیری قرار دارد. همچنین در ادبیات به صورت مجازی برای توصیف دریا یا موج بسیار متلاطم، جوشان و خروشان (بحرٌ مغتلم) به کار میرود.
تلفظ
این کلمه بر وزن مُفتَعِلَة تلفظ میشود؛ پیشوند مُـ مضموم، غ ساکن، ت و ل مفتوح، م مکسور و ه در پایان ساکن است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه دقیقاً ۶ حرف دارد و به عنوان صفت برای مادهشتر مست یا زن شهوتران شناخته میشود.
به انگلیسی
بسته به متن کاربرد، در معنای انسانی و حیوانی از واژگان مربوط به تحریک جنسی و در معنای استعاری از واژگان مربوط به طغیان و تلاطم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، این واژه اسم فاعل از باب افتعال (اغتیلام) است که برای شدت غلیان غریزه یا خروش دریا به کار میرود.
به فارسی
در برگردان دقیق فارسی میتوان آن را به صفاتی چون «تیزشهوت»، «شهوتغلبهکرده»، «مست و بیقرار» (برای حیوانات) و «جوشان و سرکش» (برای موج و دریا) ترجمه کرد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و متون کهن، این واژه نمادی از فقدان خویشتنداری، طغیان غریزههای سرکش حیوانی و همچنین نماد خشم مهارناپذیر طبیعت (مانند یک دریای طوفانی) به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مغتلمة
واژهٔ «مغتلمة» یک صفت دوزبانه (عربی وارد شده به متون کهن فارسی) است که ریشه در مفهوم «غلمه» یعنی شدت میل جنسی و هیجان دارد. این کلمه از نظر صرفی اسم فاعل مؤنث از باب افتعال است و در فرهنگهای لغتی چون دهخدا، هم در معنای حقیقی (انسان یا حیوان ماده در اوج تحریک غریزی) و هم در معنای مجازی و استعاری (دریای مواج و طوفانی) تعریف شده است.
از نظر بار معنایی، این واژه در بستر اخلاقی و انسانی حالتی توصیفی-منفی دارد که به طغیان غریزه بر عقل اشاره میکند، اما در متون طبیعی و حیوانشناسی کهن، صرفاً نشاندهندهٔ چرخهٔ طبیعی جفتگیری و فحلپذیری جانوران است. این واژه در متن قرآن کریم به کار نرفته، هرچند همخانوادههای دیگر آن مانند غلام در کتاب مجید آمدهاند.