یعنی چه
این واژه در لغت به سه معنای اصلی به کار میرود: نخست، ستردن و تراشیدن موهای زائد بدن (بهویژه موی ناحیهٔ شرمگاهی) با استفاده از تیغ یا ابزار فلزی؛ دوم، تیز کردن اشیاء برنده مانند کارد و شمشیر؛ و سوم، شدت یافتن خشم و عصبانیت.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه بر وزن استفعال به صورت اِسْتِحْدٰادْ (estehdād) است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول، با توجه به تعداد حروف و طراح سوال، کلماتی مانند «استحداد»، «تیز کردن» یا «ستردن» کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به زمینهٔ معنایی، برای بخش بهداشتی از Shaving pubic hair یا Pubic hair removal و برای معنای ابزاری از Sharpening استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، این واژه خود یک اصطلاح فقهی-لغوی است که معادل اصلی آن در کاربرد بهداشتی «حلق العانة» و در کاربرد ابزاری «شحذ السکین» (تیز کردن چاقو) است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه با توجه به کاربرد آن شامل «مواستری» یا «ستردن مو با تیغ»، «تیز کردن ابزار برنده» و «تندخو شدن و خشم گرفتن» است.
در قرآن
کلمهٔ استحداد در متن قرآن مجید به کار نرفته است؛ اما کاربرد وسیعی در احادیث نبوی (بهعنوان یکی از سنن فطرت در کنار ناخن گرفتن و اصلاح شارب) و متون فقهی مذاهب اسلامی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل استحداد
واژهٔ «استحداد» یک مصدر عربی از ریشه «حدد» و در باب استفعال است که در متون لغوی، فقهی و حدیثی کاربردهای مشخصی دارد. ریشهٔ اصلی این کلمه به «حدید» (آهن) یا «حدت» (تندی و تیزی) بازمیگردد و به همین دلیل، معنای ساختاری آن بهکارگیری ابزار آهنی برای انجام یک عمل است.
رایجترین کاربرد این کلمه در متون اسلامی و فقهی، اشاره به عمل بهداشتیِ تراشیدن موهای زائد بدن (بهویژه موی زهار) با استفاده از تیغ یا ابزار فلزی است که از آن بهعنوان یکی از سنن فطرت و نشانههای پاکیزگی یاد میشود. افزون بر این، کلمه مذکور در معنای تیز کردن سلاح و چاقو و همچنین به نشانهٔ فوران خشم و تندخویی نیز به کار میرود.
در زبان فارسی، این واژه بیشتر صبغهٔ فقهی و اصطلاحی دارد و در مکالمات روزمره کمتر شنیده میشود، اما به دلیل حضور در متون کهن و احادیث، همواره مورد توجه لغتنامهنویسان و طراحان جدول کلمات متقاطع بوده است.