یعنی چه
واژهٔ «زارها» دو معنای عمده دارد: نخست در ادبیات فارسی که جمع «زار» و به معنی نالهها، گریههای شدید و حالتهای اندوهبار یا افراد ناتوان و درمانده است. دوم در فرهنگ عامه و فولکلور سواحل جنوب ایران که به مجموعهای از بادها یا موجودات ماوراءالطبیعه (اهل هوا) اطلاق میشود که معتقدند وارد بدن افراد شده و باعث بیماری آنها میشوند.
تلفظ
این کلمه با فتحه روی حرف «ه» و سکون روی حرف «ر» به صورت (zārhā) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای واژههای پنجحرفی با راهنمای «نالهها و شیونها» یا «بادهای آسیبرسان جنوب» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معانی لغوی مرتبط با غم و اندوه از واژگان مربوط به گریه و شیون استفاده میشود و برای اصطلاح بومی جنوب، عیناً عبارت Zar به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای بعدِ ادبی آن از کلمات همخانواده با ناله و برای بعدِ فولکلوریک از اصطلاح اهل الهوی استفاده میکنند.
در قرآن
کلمهٔ «زارها» یا ریشهٔ فارسی آن در قرآن نیامده است. در زبان عربی فعل «زارَ» به معنی دیدار کرد وجود دارد (مانند زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ) که از ریشهٔ «زور» است و ارتباطی با واژهٔ فارسی یا باور بومی زار ندارد. در قرآن برای مفاهیم مشابه از کلماتی چون بکاء (گریه) یا ضعف استفاده شده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، این واژه نماد اوج سوز و گداز عاشق، فقر و ناتوانی انسان در برابر تقدیر است. اما در فرهنگ بومی خلیج فارس، این کلمه یادآور موسیقی درمانی، سازهای کوبهای خاص مانند طبل و دمام، و بخورهای مخصوص برای رام کردن بادهای خبیث است.
جمعبندی و توضیح کامل زارها
واژهٔ «زارها» در زبان فارسی پدیدهای دوگانه و بسیار جالب توجه است. از یک سو، این کلمه ساختاری کاملاً ادبی دارد و جمعِ واژهٔ «زار» به شمار میرود که ریشه در زبان پهلوی داشته و بیانگر نالهها، مویهها، فغانها و حالات سرشار از اندوه و ناتوانی انسان است. این کاربرد در شعر و متون کهن به وفور دیده میشود.
از سوی دیگر، در مناطق ساحلی جنوب ایران، به ویژه هرمزگان و قشم، «زارها» به موجودات ماوراءالطبیعه و بادهایی اشاره دارد که به باور مردم بومی از سواحل آفریقا عبور کرده و به پیکر انسانها رسوخ میکنند. برای آرام کردن یا خارج کردن این موجودات، مراسمی آیینی و دیدنی همراه با سازهای کوبهای سنگین برگزار میشود که به آیین زار معروف است.