یعنی چه
تطویع در لغت به معنای رام کردن، مطیع و فرمانبردار گردانیدن و همچنین توانا ساختن یا متمایل کردن کسی به انجام کاری است. در بافتهای دینی و تفسیری، این واژه به تسهیل روانی یک عمل یا گناه توسط نفس اشاره دارد، به طوری که انجام آن کار برای فرد پذیرفتنی و آسان جلوه کند.
تلفظ
این واژه به صورت تَطْوِیع (تَطْـ + وِیع) تلفظ میشود که مصدری از باب تفعیل در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه تطویع به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «رام کردن»، «مطیع ساختن» یا «فرمانبردار کردن» به کار میرود و یک کلمه ۵ حرفی است.
به انگلیسی
برای معادلسازی واژه تطویع در انگلیسی بسته به بافت متن از کلماتی که مفاهیم مطیعسازی، رام کردن یا تسهیل را برمیتابند استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است و در این زبان نیز به معنای تسلیم کردن، رام کردن و یا حتی در کاربردهای معاصر به معنای سربازگیری به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی برای این کلمه عبارتند از: مطیعسازی، رام کردن، به فرمان درآوردن، واداشتن و آسانگری.
نماد چیست
واژه تطویع در مفاهیم روانشناختی و قرآنی نماد بیرونی خاصی ندارد، اما مظهر فرآیند درونی شدن یک تصمیم و غلبه میل یا وسوسههای نفس بر عقل است که انجام کارهای سخت یا گناهان را در ذهن انسان تسهیل و تزیین میکند.
جمعبندی و توضیح کامل تطویع
واژه «تطویع» مصدری از ریشه عربی «طوع» (به معنی میل و فرمانپذیری) در باب تفعیل است که در زبان فارسی به مفهوم مطیع ساختن، رام کردن و ایجاد انقیاد به کار میرود. این کلمه ابعاد ظریفی دارد و صرفاً به معنای اجبار فیزیکی یا بیرونی نیست، بلکه بیشتر بر آمادهسازی روانی، توانا کردن و برانگیختن تمایل درونی فرد برای انجام یک کار دلالت دارد.
نمونه بارز و کلیدی کاربرد این واژه در قرآن کریم و در داستان فرزندان آدم (ع) مشاهده میشود، جایی که نفس قابیل کشتن برادرش را برای او آسان و پذیرفتنی ساخت. از این رو، تطویع در تحلیلهای اخلاقی و تفسیری به عنوان نمادی از فرآیند پیروزی وسوسههای نفسانی بر منطق و عقل شناخته میشود که در آن زشتی یک عمل ناپسند در دیدگاه فرد کمرنگ شده و انجام آن تسهیل میگردد.