یعنی چه
تبیرهزنان به معنی در حال طبل زدن یا کسانی است که بر تبیره (کوس، دهل یا طبل بزرگ) میکوبند. این واژه یک صفت فاعلی مرکب مرخم یا قید حالت در زبان فارسی است. اشتباه رایجی که گاهی رخ میدهد، اشتباه گرفتن بخش دوم آن با جمع واژه «زن» (بانوان) است؛ در حالی که «زنان» در اینجا حاصل ترکیب «تبیره» با بن مضارع «زدن» به همراه پسوند حالیه است که به معنی در حال کوبیدن بر طبل به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه [ت َ بیره / زَ نان] (tabireh-zanan) است که از دو بخش تبیره (دهل و طبل) و زنان (در حال زدن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۹ حرف دارد. از مترادفهای آن در جدول میتوان به طبلزنان، دهلزنان یا کوسکوبان اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن و ساختار جمله، برای حالت قیدی و فاعلی آن از واژگان مرتبط با نواختن طبل استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم کسانی که بر طبل یا کوس جنگی میکوبند، از تعابیری همچون ضاربو الطبول یا طبالون استفاده میگردد.
در قرآن
واژه تبیرهزنان یک ترکیب کاملاً فارسی سره، کهن و ادبی است؛ به همین دلیل در متن قرآن کریم یا ترجمههای تحتاللفظی آیات کاربردی ندارد و یافت نمیشود.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و حماسی ایران، بهویژه در شاهنامه فردوسی، تبیرهزنان نمادی از اعلام جنگ، حرکت سپاه، عظمت لشکر و ایجاد شور و هوشیارباش در میان سپاهیان هستند. این اصطلاح معمولاً در صحنههای آرایش نظامی یا ورود پادشاهان به کار میرفته است؛ مانند بیت معروف فردوسی: «تبیرهزنان پیش بردند پیل / برآمد یکی گرد چون کوه نیل»
جمعبندی و توضیح کامل تبیره زنان
واژه «تبیرهزنان» یکی از اصطلاحات ادبی، حماسی و تاریخی اصیل زبان فارسی است. ریشه بخش اول این کلمه یعنی «تبیره» به زبان پارسی میانه (پهلوی) بازمیگردد که به نوعی طبل، دهل یا کوس جنگی اشاره دارد که میان آن باریک و دو سر آن پهن بوده است. ترکیب آن با بخش «زنان» (از بن فعل زدن)، یک قید حالت یا صفت فاعلی مرخم را میسازد که معنای «در حال کوبیدن بر طبل» را میدهد.
این واژه در متون کهن نظم و نثر پارسی از جمله شاهنامه فردوسی، اشعار نظامی گنجوی و منوچهری دامغانی کاربرد فراوانی داشته و بیش از هر چیز، فضای باشکوه جنگهای باستانی، ابهت سپاهیان، حرکت فیلهای جنگی و اعلام رسمی آغاز نبرد یا جشنهای سلطنتی را در ذهن مخاطب تداعی میکند.