یعنی چه
این واژه در متون کهن لغوی دارای دو معنای اصلی است؛ یکی در نقش صفت برای توصیف زن فربه، پهن و بزرگجثه، و دیگری در نقش مصدر به معنای ستردن و تراشیدن موی سر کسی.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه بر اساس ریشهٔ عربی آن به صورت «ضَلفَعَة» (زالفَعَه یا ذالفَعَه با صدای فتحه روی ضاد و فاء و سکون روی لام) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه به عنوان یک کلمهٔ ۵ حرفی غریب و کهن با راهنمای «زن درشتهیکل» یا «تراشیدن موی سر» شناخته میشود.
به انگلیسی
با توجه به دو کاربرد معنایی واژه، در زبان انگلیسی برای توصیف فیزیکی از تعابیری چون زن تنومند و برای فعل از واژه تراشیدن مو استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی کلاسیک و مهجور است و در فرهنگهای لغت عربی نظیر لسانالعرب نیز به همین معانی ثبت شده است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه شامل صفاتی چون «زنِ درشتهیکل» و «فربهاندام» یا اسم مصدری «مو تراشیدن» است که در زبان فارسی امروز کاربرد زنده ندارند.
نماد چیست
واژه «ضلفعه» هیچگونه مفهوم استعاری، کنایی، کاربرد قرآنی یا نماد فرهنگی مشخصی در ادبیات فارسی و عربی ندارد و تنها یک مدخل واژهنامهای به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ضلفعه
واژه «ضلفعه» یک لغت بسیار کمکاربرد، غریب و اصالتاً عربی (رباعی مجرد از ریشه ض ل ف ع) است که به طور محدود به برخی فرهنگهای لغت کهن فارسی مانند لغتنامه دهخدا راه یافته است. این کلمه در متون کلاسیک دارای دو معنای کاملاً مجزا است؛ در حالت صفتی برای توصیف زنان فربه و درشتجثه به کار میرفته و در حالت مصدری به معنای تراشیدن و ستردن موی سر است.
این واژه در زبان فارسی معیار امروز هیچگونه کاربرد زندهای ندارد و معنای واحد یا تثبیتشدهای در مکالمات مدرن برای آن تعریف نشده است. به دلیل شباهتهای آوایی و معنایی، برخی لغتشناسان معتقدند این کلمه ممکن است با واژههای کهن دیگری نظیر «صلفعه» یا «صلقعه» (به معنی مفلس شدن یا تراشیدن سر) همپوشانی یا قرابت ریشهای داشته باشد.