یعنی چه
این عبارت یک اسم خاص (ترکیب کنیه، نام و نسبت جغرافیایی) متعلق به ابومحمد بدیع بن محمد بن محمود بلخی (معروف به بدیع بلخی) است. او از شاعران برجسته اواخر عصر سامانی و معاصر با دقیقی بلخی بود که به چیرهدستی در قصیدهسرایی و سرودن اشعار حکمی شهرت دارد.
تلفظ
تلفظ این نام تاریخی به صورت «اَبـو مـُـحـَمـَّـد بـَـدیـع بـْـنِ مـُـحـَمـَّـد بـَـدیـع بـَـلـْـخـی» روانسازی میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این واژه با احتساب فواصل دقیقاً ۲۵ حرف است. از نامهای کوتاهتر یا جایگزین او نظیر «بدیع بلخی» یا در برخی تذکرهها «بدایعی بلخی» نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در متون آکادمیک و دانشنامههای انگلیسیزبان، نام این شاعر به صورت آوانگاری شده یا به صورت خلاصه نگاشته میشود.
به عربی
در تذکرهها و منابع تاریخ ادبیات جهان اسلام، نام او با ساختار اسامی عربی ثبت و ضبط شده است.
به فارسی
از آنجا که این عبارت یک اسم خاص تاریخی است، معادل ترجمهای در فارسی ندارد؛ اما در زبان فارسی معاصر و متون ادبی با نام آشناتر «بدیع بلخی» بازشناسی میشود.
نماد چیست
این نام در تاریخ ادبیات ایران، نمادی از پیشاهنگان شعر پارسی در خراسان بزرگ، قصیدهسرایی استوار و پیونددهنده شعر پیش از فردوسی به دوران شکوفایی ادب فارسی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ابومحمد بدیع بن محمد بدیع بلخی
ابومحمد بدیع بن محمد بدیع بلخی (که در منابع اصیل تاریخی به صورت بن محمد بن محمود نیز ثبت شده) یکی از سخنسرایان برجسته و نامدار اواخر عهد سامانی در سده چهارم هجری است. او در محیط فرهنگی خراسان بزرگ و شهر باستانی بلخ نمو یافت و همدوره با شاعران بزرگی چون دقیقی بلخی و منجیک ترمذی به سرودن شعر پرداخت. او مدتی نیز به مدح امرای چغانیان اشتغال داشت.
از نظر ویژگیهای زبانی، این عبارت یک اسم خاص ترکیبی است که شامل کنیه (ابومحمد)، نام و لقب (بدیع به معنای نوآور) و نسبت جغرافیایی (بلخی) میشود. بنابراین مفاهیمی چون مترادف، متضاد یا کاربرد مستقل واژگانی در متون دینی برای کل این عبارت موضوعیت ندارد؛ هرچند جزء «بدیع» آن ریشه عربی داشته و در قرآن کریم نیز به عنوان صفت الهی به کار رفته است.
در تاریخ ادبیات، مثنوی معروف «پندنامه انوشیروان» را به بدیع بلخی نسبت دادهاند که نشاندهنده گرایش او به اشعار پندآموز و حکمتسرایی است. آثار و ابیات پراکندهای که از او در تذکرهها مانند لبابالالباب عوفی بر جای مانده، گواهی بر توانایی بالا و جایگاه رفیع او در پایهگذاری سبک خراسانی است.