یعنی چه
این عبارت یک ترکیب تشبیهی در ادبیات کهن فارسی است. واژهٔ «کردار» در این بافت به معنی «مانند» و «بسان» به کار رفته و در مجموع به معنای چیزی است که از شدت سیاهی و تیرگی به قیر شباهت دارد. این اصطلاح معمولاً برای توصیف تغییر حالت چهره از خشم، اندوه یا شرمساری مفرط به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب با کسرِ اضافه در انتهای واژه اول به صورت [kĕrdār-ĕ qīr] است.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، پاسخ این کنایه ادبی دقیقاً ۸ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای بیان این سطح از تیرگی و سیاهی مطلق از واژگانی چون Pitch-black استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی معیار و معاصر میتوان از واژههای جایگزین مانند قیرگون، سیاهفام، تیره و تاریک، مظلم، و بسان قیر استفاده کرد.
در قرآن
این ترکیب فارسی در متن قرآن کریم وجود ندارد، اما از نظر معنایی با تعابیری همچون «مُظْلِم» (تاریک) یا آیه ۲۷ سوره یونس «كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا» (گویی چهرههایشان با پارههایی از شب تاریک پوشانده شده) قرابت معنایی دارد.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات نماد دگرگون شدن حال و مخدوش شدن روشنایی است؛ به ویژه زمانی که چهره فرد از شدت عصبانیت یا خجالت تغییر رنگ داده و سیاه و کدر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل کردار قیر
عبارت «کردار قیر» یا «به کردارِ قیر» یک واژه واحد یا اصطلاح مستقل مدرن نیست، بلکه یک ترکیب تشبیهی و کنایی ارزشمند در ادبیات کهن فارسی، به ویژه در اشعار حماسی مانند شاهنامه فردوسی است. در این ساختار، واژه «کردار» در نقش حرف اضافه و به معنای «مانند» و «بسان» عمل میکند تا شدت سیاهی، تیرگی یا دگرگونی احوال را به نمایش بگذارد.
این اصطلاح مصداق بارز تصویرسازیهای ادبی است که برای توصیف حالتهای روحی شدید نظیر خشم مفرط، شرمساری عمیق یا اندوه جانکاه استفاده میشود؛ آنچنان که فردوسی تغییر رنگ چهره از سر خشم را به سیاه شدن مانند قیر تشبیه میکند. در مستندات جدول و لغتنامه، این عبارتِ هشت حرفی راهنمایی برای رسیدن به مفاهیمی همچون قیرگون و تاریکی مطلق است.