یعنی چه
عبارت «به سخره کشیدن» (یا به سخره گرفتن) به معنای دست انداختن، مضحکه کردن و تحقیر کردن کسی یا چیزی است. اگرچه واژه «سُخره» در ریشه اصلی خود به معنی بیگاری کشیدن و رام کردن بوده، اما در زبان فارسی امروز کاملاً در مفهوم استهزا و ریشخند زدن جا افتاده است و پدیدهای را توصیف میکند که در آن فرد یا موضوعی مورد بیاحترامی و خنده دیگران قرار میگیرد.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت «بِ سُخْ رِ کَ شیدَن» (be sokhre kashidan) یا «بِ سُخْ رِ گِ رِفْتَن» است. حرف «خ» در کلمه سخره دارای علامت سکون و «ر» دارای کسره است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «مسخره کردن» یا «دست انداختن»، عبارت اصلی «به سخره کشیدن» با ۱۱ حرف یا معادلهای کوتاهتر آن مانند استهزا و تمسخر کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی افعال متنوعی برای این مفهوم وجود دارد؛ واژه mock بیشتر به تقلید یا مسخره کردن مستقیم، و ridicule به مضحکه کردن و بیارزش جلوه دادن اشاره میکند.
به فارسی
معادلهای اصیل و ترکیبات روان فارسی برای این عبارت شامل ریشخند کردن، دست انداختن، مضحکه کردن، و در متون کهنتر «افسوس داشتن» یا «افسوس ساختن» بر کسی است.
نماد چیست
در تحلیلهای فرهنگی و متون اخلاقی، به سخره کشیدن نمادِ بیارزشسازی دیگری، نادیده گرفتن کرامت انسانی و برتریطلبی کاذب است. در حوزه هنرهای نمایشی نیز رفتارهای دلقک یا نقابهای تئاتر کمدی گاه با این مفهوم پیوند میخورند.
جمعبندی و توضیح کامل به سخره کشیدن
عبارت «به سخره کشیدن» یا «به سخره گرفتن» از جمله تعابیر پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در ثلاثی مجرد عربی (سَخِرَ) دارد. جالب اینجاست که این ریشه در قران و زبان عربی دو کاربرد متفاوت دارد؛ یکی به معنی رام کردن و تسخیر مواهب طبیعی توسط خداوند و دیگری به معنای نکوهیدهٔ تمسخر و عیبجویی از مؤمنان و پیامبران. در گذر زمان، ترکیب این واژه در فارسی تنها در معنای دوم یعنی ریشخند و مضحکه کردن تثبیت شده است.
از دیدگاه واژهشناسی، این اصطلاح با کلماتی چون استهزا، تمسخر، هجو و تحقیر همپوشانی معنایی نزدیکی دارد و نقطه مقابل مفاهیمی چون تکریم، بزرگداشت و احترام است. استفاده از این عبارت در ادبیات معاصر معمولاً باری منفی دارد و به رفتاری اشاره میکند که در آن کرامت و ارزش یک شخص، عقیده یا ساختار به قصد خوار کردن زیر سؤال میرود.