یعنی چه
مستبد در لغت به کسی گفته میشود که تنها و بهتنهایی به کاری اقدام کند و رأی خود را بر دیگران ترجیح دهد. در اصطلاح عام و سیاسی، به فرد خودکامه و دیکتاتوری میگویند که بدون مشورت با دیگران و بدون پایبندی به قانون، ترجیحات و دستورات خود را به کرسی مینشاند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت مُستَبِد (تلفظ: mos-ta-bed) خوانده میشود که صفت فاعلی از مصدر استبداد در زبان عربی است.
در جدول
در کلمات متقاطع و جداول، برای راهنمای «خودکامه» یا «حاکم مطلق»، کلمه پنج حرفی «مستبد» پاسخ دقیق است.
به انگلیسی
برای توصیف یک فرد یا حاکم مستبد در زبان انگلیسی، بسته به میزان شدت و ساختار سیاسی از واژگان فوق استفاده میشود.
به عربی
واژه مستبد اصالتاً عربی است و از ریشه ثلاثی مجرد «ب د د» در باب استفعال ساخته شده است.
به فارسی
در زبان فارسی اصیل، معادلهای دقیقی چون «خودکامه»، «خودرأی» و «خودسر» برای این کلمه وجود دارد که مفهوم انحصار قدرت و عدم مشورت را بهخوبی منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل مستبد
واژه مستبد که از زبان عربی وارد فارسی شده، به لحاظ لغوی به معنای انفراد در عمل و ترجیح دادن رأی خود بر دیگران است. در ادبیات سیاسی و اجتماعی، این کلمه نماد بارز تمرکز قدرت در دست یک فرد، حذف آزادیهای فردی و اجتماعی، و مخالفت صریح با اصول دموکراسی و مشورت جمعی به شمار میرود.
در فرهنگ و تاریخ، چهرههایی همچون فرعون در بستر مذهبی و ضحاک در شاهنامه فردوسی، به عنوان نمادهای کهن و اساطیری حاکم مستبد شناخته میشوند. ویژگی مشترک همه این مصادیق، سلب حق انتخاب از مردم و تکیه بر قدرت مطلقه و سرکوب است.
بررسی ساختار واژگانی مستبد نشان میدهد که این کلمه با مفاهیمی چون استبداد، مستبدانه و استبدادگرایی همخانواده است و در مقابل واژگانی نظیر دموکرات، مردمگرا، مشورتجو و آزادیخواه قرار میگیرد.