یعنی چه
بلغم به مایعات مخاطی و لزجی گفته میشود که در دستگاه تنفسی (مانند گلو و ریه) یا گوارش ترشح میشود. در مبانی طب سنتی و نظریه اخلاط چهارگانه، بلغم خلطی است که طبیعتی سرد و تر دارد و افزایش آن در بدن موجب سستی، رخوت و کاهش انرژی میگردد.
تلفظ
این واژه با فتح ب، سکون ل و فتح غین به صورت (بَلْغَم) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژهٔ بلغم معمولاً در پاسخ به طراحانی که «یکی از اخلاط اربعه»، «مخاط بدن» یا «خلط» را میخواهند، به کار میرود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Phlegm دقیقاً به معنای خلط غلیظ سیستم تنفسی و Mucus به ترشحات لزج غشاهای مخاطی اشاره دارد.
به عربی
این واژه در زبان عربی نیز به همین صورت به کار میرود و جمع تکسیر آن «بلاغم» است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، عیناً واژهٔ Balgam برای اشاره به خلط سینه و ترشحات تنفسی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج واژهٔ بلغم در زبان فارسی شامل خلط، مخاط، ترشحات تنفسی و رطوبت بدن است. این واژه ریشه اصیل فارسی ندارد بلکه معرب (عربیشده) از زبان یونانی باستان است.
نماد چیست
در جهانبینی پزشکی قدیم و نظریه عناصر چهارگانه، بلغم نماد عنصر «آب» در طبیعت و فصل «زمستان» است. از نظر رفتاری و استعاری نیز نماد سستی، تنآسایی، بیخیالی، کندی و کمبود انرژی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بلغم
واژهٔ بلغم از نظر ریشهشناسی یک لغت خالص عربی یا فارسی نیست، بلکه از کلمه یونانی «فلگما» (phlegma) به معنی ماده ترشحی و حرارت اقتباس شده و از طریق ترجمه متون پزشکی گالنی (جالینوسی) به عربی و سپس فارسی راه یافته است. در متن قرآن کریم این کلمه نیامده، هرچند در احادیث طب اسلامی مکرراً به آن اشاره شده است.
امروز این واژه دو کاربرد عمده دارد؛ در پزشکی نوین به معنای همان خلط لزج و ترشحات مخاطی دستگاه تنفس یا گوارش است که بدن برای به دام انداختن ذرات معلق تولید میکند. در طب سنتی ایرانی نیز بلغم یکی از چهار خلط اصلی بدن (در کنار دم، صفرا و سودا) شناخته میشود که دارای طبع سرد و تر است و تعادل آن برای سلامت جسم و روان ضروری قلمداد میشود.
غلبهٔ این خلط در بدن بر اساس دیدگاه طب سنتی موجب عوارضی چون رخوت، ضعف حافظه، سفیدی زودرس موها و کاهش قوای بدنی میگردد که با اصلاح سبک زندگی و تغذیه قابل کنترل است.