یعنی چه
این عبارت یک ترکیب وصفی و توصیفی است و به انسانهایی اشاره دارد که رفتاری مبتنی بر احترام و نزاکت اجتماعی (ادب) دارند و در عین حال از دانش، آگاهی و اصالت رفتاری و فکری (فرهنگ) برخوردارند. در فرهنگ واژگان، این اصطلاح دقیقاً به عنوان شرحی برای کلمه «ادبا»، «ادیبان» یا «فرهنگیان» به کار میرود و نشاندهنده طبقه نخبگان، نویسندگان، شاعران و اهل فضل جامعه است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «مردمان صاحب ادب و فرهنگ» به عنوان راهنما و طراح سوال برای رسیدن به واژههایی نظیر «ادبا»، «ادیبان»، «فرهنگیان» یا «فرهیختگان» استفاده میشود.
به انگلیسی
برای توصیف این گروه از واژگانی که به فرهیختگی و طبقه فکری و ادبی جامعه اشاره دارند، استفاده میشود.
به فارسی
معادلها و واژههای هممعنای این عبارت در زبان فارسی عبارتند از: ادبا، ادیبان، فرهنگیان، اهل ادب و معرفت، سخندانان، فرهیختگان جامعه، مردم مؤدب و آدابدان، و انسانهای متمدن. در نقطه مقابل، واژههایی چون جهلا، بیادبان، عوام و بیفرهنگان به عنوان متضاد آن شناخته میشوند.
در قرآن
خود این ترکیب به دلیل داشتن واژه فارسی «فرهنگ»، به صورت لفظی در قرآن کریم نیامده است. با این حال، قرآن مجید با واژهها و تعابیری همچون «أُولُو الْأَلْبَابِ» (صاحبان عقل و خرد)، «الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» (استواران در دانش) و «الْعَالِمُونَ» به تمجید از جایگاه مردمان عالم، بااخلاق و صاحب درک و معرفت پرداخته است.
نماد چیست
این عبارت در جامعهشناسی و فرهنگ عامه، نماد تمدن انسانی، احترام متقابل اجتماعی و رشد فکری و اخلاقی یک جامعه ایده آل است. در نمادشناسی ادبی و تصویری نیز، این گروه معمولاً با المانهایی چون «قلم»، «کتاب»، «شمع و انجمن» یا «مرغ دانا (هدهد یا جغد به نشانه خرد)» معرفی میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل مردمان صاحب ادب و فرهنگ
عبارت «مردمان صاحب ادب و فرهنگ» یک ترکیب اصیل و توصیفی در زبان فارسی است که والاترین صفات انسانی یعنی اخلاقمداری و دانشمحوری را در کنار هم قرار میدهد. این اصطلاح در متون کهن و واژهنامههای معتبری چون معین و هوشیار، به عنوان تعریف و شرحی دقیق برای کلمه «ادبا» (جمع ادیب) و «فرهنگیان» به کار رفته است و به طبقه نخبگان، شاعران، نویسندگان و صاحبان فضل و کمال اشاره دارد.
این اصطلاح از سه واژه کلیدی «مردمان» (ریشه فارسی میانه)، «صاحب» (ریشه عربی به معنای دارنده) و ترکیب «ادب و فرهنگ» تشکیل شده است. ادب مظهر نزاکت، اخلاق و پاسداشت حریمهای اجتماعی است و فرهنگ مظهر دانش، جهانبینی و هویت فکری؛ از این رو، اجتماع این دو ویژگی در یک گروه، معرفِ جامعهای متمدن، پویا و تعالییافته است که در ادبیات بینالمللی نیز با واژگانی نظیر Literati یا Intelligentsia همپوشانی دارد.