یعنی چه
عقل بالملکه در اصطلاح فلسفه اسلامی (بهویژه حکمت مشاء)، دومین مرتبه از مراتب چهارگانه عقل نظری انسان است. در این مرحله، نفس انسان از حالت استعداد محض و لوح سفید (عقل هیولانی) خارج شده و به درجهای میرسد که حقایق و تصدیقات بدیهی (مانند محال بودن اجتماع نقیضین یا بزرگتر بودن کل از جزء) را کاملاً درک میکند. به این دلیل به آن «بالملکه» میگویند که این دانشهای پایه به شکل یک ملکه و صفت راسخ در ذهن درآمدهاند، بهطوریکه انسان بدون نیاز به تلاش و فکر جدید، هر زمان که بخواهد میتواند از آنها برای کشف مجهولات و علوم نظری پیچیدهتر استفاده کند.
تلفظ
این عبارت ترکیبی عربی به صورت «عَقْلْ بِالْمَلَکَه» تلفظ میشود که در روانسازی ادای کلمات در متون فلسفی فارسی معمولاً ضمه به لام عقل داده میشود (عَقلُ بالملکه).
در جدول
در سؤالات طراحان جدول و مسابقات فرهنگی، اصطلاح فلسفی مرتبه دوم عقل یا قوه ادراک اولیات با ۱۰ حرف، پاسخ «عقل بالملکه» است.
به انگلیسی
در ترجمه متون فلسفه اسلامی و ارسطویی به زبان انگلیسی، از اصطلاحات Habitual intellect یا صورت لاتینِ Intellect in habitu استفاده میشود که نشاندهنده درونی شدن و جنبه عادتگونه (ملکه) این مرتبه از عقل است.
به فارسی
در برگردان یا سادهسازی این اصطلاح عربی به فارسی چیدمانهای گوناگونی نظیر «عقل به ملکه»، «مرتبه درک اولیات» و «توانمندی پایدار ذهنی» استفاده میشود که همگی اشاره به ساختار ثابت خرد در مرحله بهرهبرداری از بدیهیات دارند.
در قرآن
عبارت «عقل بالملکه» یک اصطلاح ساختاریافته فلسفی و منطقی است و به این شکل در متن قرآن کریم وجود ندارد. افزون بر این، واژه «عقل» اصلاً به صورت اسم در قرآن مجید به کار نرفته، بلکه مشتقات فعلی آن مانند «تعقلون» و «یعقلون» بارها جهت دعوت انسانها به تدبر، اندیشه و مهار نفس ذکر شده است.
نماد چیست
در سنتهای فلسفی، نماد تصویری خاص و منحصربهفردی برای عقل بالملکه تعریف نشده است؛ اما فیلسوفان برای تفهیم این مرتبه، آن را به نور ضعیف سپیدهدم یا چراغی تازه روشنشده تشبیه میکنند که تاریکی مطلق (عقل هیولانی) را شکسته و زمینه را برای روشنایی کامل روز (عقل بالفعل) فراهم میسازد.
جمعبندی و توضیح کامل عقل بالملکه
اصطلاح فلسفی «عقل بالملکه» نشاندهنده گام دوم از سیر تکاملی خرد انسان در مکتب مشاء و فلسفه اسلامی است. در مرتبه نخست یا همان عقل هیولانی، ذهن انسان مانند لوحی سفید و بدون هیچ دانش بالفعل است که صرفاً استعداد پذیرش دارد. اما در مرتبه عقل بالملکه، انسان با درک قضایای بدیهی و اولیات معرفت، به یک توانایی ثابت و درونیشده دست مییابد.
ویژگی بارز این مرتبه آن است که شناختهای پایه (نظیر امتناع تناقض) به شکل «ملکه» در نفس رسوخ کردهاند. به این معنا که اگرچه تمام دانشهای جهان در این لحظه در ذهن فرد حاضر نیستند، اما ابزار و نیروی استنتاج در اختیار اوست تا بتواند بدون زحمت مضاعف، هر زمان که اراده کند علوم نظری پیچیدهتر را بر پایه همان بدیهیات استخراج کرده و به مراتب بالاتر عقلانی برسد.