یعنی چه
این اصطلاح در علم اصول فقه به معنای آن است که حکمی شرعی که پیشتر از طریق سنت متواتر (قول، فعل یا تقریر قطعی و یقینآور معصوم) پایهگذاری شده بود، به وسیله یک دلیل شرعی متأخر، معتبر و همعرض (مانند قرآن یا سنت متواتر دیگر) برداشته، باطل یا جایگزین شود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [nas-khe son-nate mo-ta-vā-ter] است که از سه واژه با ریشه عربی تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق این عبارت در جدولهای کلمات متقاطع بر اساس تعداد حروف، «نسخ سنت متواتر» (۱۲ حرف بدون احتساب فاصلهها) یا «رفع حکم سنت قطعی» است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و کلامی انگلیسی، برای رساندن این مفهوم اصطلاحی از واژه Abrogation به معنای نسخ و الغاء در کنار اصطلاح تخصصی متواتر استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که این اصطلاح کاملاً ریشه در فقه و اصول اسلامی دارد، عبارت اصلی و متداول آن در منابع عربی به همین صورت به کار میرود.
به فارسی
برگردان روان و ساده این عبارت فقهی به زبان فارسی، «برداشته شدن یا تغییر یافتن حکم قطعی صادرشده از پیامبر یا معصوم» است.
در قرآن
خود این ترکیب اصطلاحی به صورت لفظی در قرآن نیامده است؛ اما اصل مفهوم «نسخ» در آیاتی نظیر آیه ۱۰۶ سوره بقره (مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا...) تبیین شده و کلیت وجوب اطاعت از سنت نیز بر اساس آیات قرآن استوار است.
جمعبندی و توضیح کامل نسخ سنت متواتر
اصطلاح «نسخ سنت متواتر» یک ترکیب و مبحث بسیار تخصصی در علم اصول فقه و علوم حدیث است. این مفهوم زمانی مطرح میشود که یک حکم شرعی که با دلیل قطعی و روایت متواتر (روایتی که سلسله راویان آن چندان زیاد است که احتمال تبانی بر کذب در آن محال است) ثابت شده، توسط یک دلیل شرعی متأخر، معتبر و همعرض مانند قرآن یا یک سنت متواتر دیگر دگرگون یا برداشته شود.
علمای اصول فقه اتفاقنظر دارند که سنت متواتر به دلیل درجه اعتبار و یقینآوری بسیار بالایی که دارد، هرگز با «خبر واحد» یا روایات ظنی نسخ نمیشود. یک نمونه کلاسیک برای این بحث، تغییر قبله مسلمین از بیتالمقدس (که با سنت ثابت شده بود) به سمت کعبه توسط آیه قرآن است که نشاندهنده پویایی احکام در چارچوب وحی الهی است.