یعنی چه
این واژه از فعل «دمیدن» مشتق شده و در ادبیات فارسی کاربردهای متنوعی دارد؛ از دمیدن هوا با دهان یا ابزار گرفته تا جریان یافتن باد، سر برآوردن گیاه از خاک و آشکار شدن نور در آسمان (دمیدن صبح).
تلفظ
در حالت امر به صورت [بِ.دَ.مید] و در حالت ماضی با پیشوند زینت به صورت [بَ.دَ.مید] تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «فوت کرد»، «وزید» یا «امر به فوت کردن» کاربرد دارد و کلمهای ۵ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به اینکه در جمله نقش فعل امر (زمان حال) یا فعل ماضی (زمان گذشته) را داشته باشد، معادلهای انگلیسی آن تغییر میکند.
به عربی
این واژه در ترجمههای قرآن کریم دقیقاً معادل ریشه عربی «ن ف خ» قرار گرفته است؛ مانند آیه ۹۶ سوره کهف (انْفُخُوا) و آیه ۹ سوره سجده (وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ).
به فارسی
برگردان خالص فارسی این واژه با توجه به ساختار دستوری آن شامل افعالی نظیر فوت کردن، وزش باد، برآمدن و آشکار شدن نور سپیدهدم یا جانبخشی است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، دمیدن نماد آفرینش و حیات (دمیده شدن روح الهی در کالبد انسان)، رستاخیز و پایان جهان (اشاره به نفخ صور اسرافیل)، و کنایه از امید و روشنایی پس از تاریکی (دمیدن صبح و بهار) است.
جمعبندی و توضیح کامل بدمید
واژهٔ «بدمید» یک فعل کاملاً فارسی با ریشه در زبانهای ایرانی باستان و اوستایی است که از مصدر «دمیدن» مشتق شده است. این کلمه بر حسب حرکتگذاری و جایگاه دستوری، دو کاربرد کاملاً متفاوت دارد؛ میتواند فعل امر جمع به معنای «فوت کنید و بوزید» باشد و یا فعل ماضی به همراه پیشوند زینت «بـ» به معنای «فوت کرد، وزید، یا طلوع کرد» قلمداد شود.
این واژه در ترجمه قرآن کریم جایگاه ویژهای دارد و معادل مستقیم ریشه عربی «نفخ» است؛ کما اینکه در داستان ذوالقرنین به صورت امر (بدمید در آتش) و در مبحث آفرینش حضرت آدم به صورت ماضی (از روح خود در او بدمید) به کار رفته است. در ادبیات فارسی نیز این واژه تداعیکننده مفاهیمی همچون آغاز زندگی، تجدید حیات، سپیدهدم و امید است.