یعنی چه
واژه رشمه در فرهنگ لغات به معنای افسار، لجام یا رسن بلندی است که به ویژه بر دهان اسبهای خاص و سلطنتی میبستند و گاه با طلا و نقره تزیین میشد. همچنین به معنای رشته یا طناب باریکی است که از نخهای سیاه و سفید تابیده میشود و در برخی گویشهای قدیمی به آویز و ریشههای افشان پارچه نیز اطلاق شده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت رَشْمه (Rashmeh) تلفظ میشود که شین در آن ساکن و میم دارای حرکه فتحه/کسره خفیف است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون افسار، دهنه، لجام یا رسن اسب به عنوان پاسخ واژه رشمه شناخته میشوند. خود کلمه رشمه دقیقا ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در زبان انگلیسی از کلماتی که به مهار و افسار حیوانات اشاره دارند استفاده میشود.
به فارسی
برابرهای اصیل و رایج این کلمه در زبان فارسی شامل واژگانی نظیر افسار، دهنه، لجام، رسن، بند، طناب، رشته و ریشه است.
نماد چیست
رشمه به واسطه کاربردش به عنوان افسار، نمادی از کنترل، مهار و هدایت است. همچنین در فرهنگ عامه و باورهای بومی برخی مناطق ایران (مانند نواحی غربی)، بندِ رشمهای که از مو یا نخ سیاه و سفید تابیده میشد، به عنوان نمادی برای دفع چشمزخم و بلایا به گردن اسبها آویخته میشد.
جمعبندی و توضیح کامل رشمه
واژه «رشمه» از جمله لغات کهن و اصیل زبان فارسی است که به طور عمده بر دو محور معنایی استوار است؛ نخست معنای عینی و کاربردی آن که به افسار، لجام و رسن تزیینشده اسب اشاره دارد و در گذشته برای اسبهای سلطنتی با طلا و نقره آرایش میشد. محور دوم به طنابهای باریک تابیدهشده از نخهای سیاه و سفید یا ریشههای افشان پارچه مربوط میشود.
این واژه اگرچه ریشهای مشترک با واژه عربی «رشم» به معنای نقش زدن و نوشتن دارد، اما در کاربرد فارسی خود کاملاً به عنوان اسم ذات برای ابزار مهار اسب تثبیت شده است. در باورهای محلی و فرهنگ عامیانه نیز این بند جنبهای آیینی داشته و برای محافظت از حیوانات در برابر چشمزخم استفاده میشده است.