یعنی چه
کفچه نوک پرندهای بزرگ، آبزی و پا دراز از راسته لکلکسانان و خانواده اکراسان (مرغمقدسیان) است. بارزترین ویژگی این پرنده، منقار بزرگ، صاف و پهن آن است که شباهت زیادی به قاشق یا ملاقه دارد. این پرنده از منقار خاص خود برای جستجوی غذا و شکار آبزیان کوچک در آبهای کمعمق تالابها استفاده میکند.
تلفظ
این واژه از دو بخش «کَفچه» (به فتح کاف و سکون فاء) به معنی قاشق بزرگ یا ملاقه، و «نوک» (به ضم نون) به معنی منقار تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به سؤالاتی چون «پرندهای با منقار ملاقهای» یا «نام دیگر مرغ ملاقهنوک»، واژه ۷ حرفی «کفچه نوک» یا واژههای مشابهی مثل «کفچه نول» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به دلیل شکل قاشقی منقار این پرنده به آن Spoonbill میگویند. در زبان عربی نیز با همین مفهوم «أبو ملعقة» (صاحب قاشق) نامیده میشود.
نماد چیست
در فرهنگ عمومی و زیستمحیطی، کفچه نوک به عنوان نماد سلامت و پایداری تالابها و اکوسیستمهای آب شیرین شناخته میشود؛ چرا که بقا و تغذیه آن به شدت به پاکی، زلال بودن و کمعمق بودن آب وابسته است. در ادبیات کلاسیک نماد سنتی خاصی ندارد اما در نگاه کلی، جلوهای از آرامش و شکار پنهان در طبیعت است.
جمعبندی و توضیح کامل کفچه نوک
واژه «کفچه نوک» یک ترکیب توصیفی زیبا و اصیل در زبان فارسی است که از دو جزء «کفچه» (برگرفته از فارسی میانه kafčag به معنی ملاقه یا قاشق بزرگ) و «نوک» (منقار) ساخته شده است. ساختار این نامگذاری کاملاً بر اساس ویژگی فیزیکی بارز پرنده یعنی منقار پهن و کفگیرمانند آن شکل گرفته است که در زیستشناسی نیز آن را در راسته لکلکسانان دستهبندی میکند.
این پرنده با حرکت دادن منقار خود در آبهای کمعمق، سختپوستان و ماهیهای کوچک را صید میکند. در گویشهای محلی ایران نیز نامهای جالبی برای آن وجود دارد؛ به عنوان مثال در گویش سیستانی به آن «چاشک» و در کردی «دندووک بیله» میگویند که همگی به نوعی به همان مفهوم قاشق یا بیلچه اشاره دارند.
از نظر کاربرد در متن، میتوان به جملهای مانند «حضور پرندگانی چون کفچه نوک در تالابهای کشور، نشاندهنده پویایی و سلامت آن اکوسیستم است» اشاره کرد. این واژه فاقد ریشه یا کاربرد مستقیم در متون قرآنی است و امروزه بیشتر در متون طبیعی، زیستمحیطی و البته به عنوان یک پاسخ رایج در جدولهای کلمات متقاطع کاربرد دارد.