یعنی چه
واژه لملمه مصدری از ریشه عربی است که به معنای فراهم آوردن و منسجم کردن چیزهای متفرق و پراکنده به کار میرود؛ مانند جمعوجور کردن وسایل یا سامان دادن به آشفتگیها.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی و عربی به صورت لَملَمه (با فتح لام اول و سوم و سکون میم اول) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به کلماتی مثل گردآوری، فراهم آوردن یا جمع کردن چیزهای پراکنده، واژه ۵ حرفی «لملمه» قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم لملمه در زبان انگلیسی میتوان از واژههایی که به معنی جمعآوری، انباشتگی یا تمرکز ذرات و اشیاء هستند استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای دقیق و سره فارسی برای این واژه شامل عباراتی چون گردآوری، یکجا کردن، فراهم ساختن و سامانبخشی به امور پراکنده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، لملمه نمادی از انسجام پس از تشتت، التیام یافتن (مانند تعبیر لملة الجراح برای بهبود زخمها) و همبستگی نیروها به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل لملمه
واژه «لملمه» یک واژه اصیل عربی است که به زبان فارسی نیز وارد شده و در متون ادبی کاربرد دارد. این کلمه به عنوان مصدر یا اسم مصدر از ریشه چهارحرفی «ل م ل م» (برگرفته از ریشه ثلاثی لَمّ) به کار میرود و معنای بنیادی آن، گردآوری و یکجا کردن اشیاء، وسایل یا افرادی است که پیش از آن دچار پراکندگی و تشتت بودهاند.
اگرچه خود این واژه به طور مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما ریشه ثلاثی آن در سوره فجر به معنی یکجا بلعیدن مال دیده میشود. در کاربردهای نمادین و ادبی، لملمه نشاندهنده ایجاد نظم در میان آشفتگیها، التیام دادن به جراحتها و بازگرداندن همبستگی و اتحاد به یک مجموعه است.