یعنی چه
«جمعِ مانع» که در اصل به عنوان وصفی برای تعریف منطقی یعنی «جامع و مانع» به کار میرود، به این معناست که تعریف یک پدیده باید بهگونهای جامع باشد که تمام مصادیق خود را در بر بگیرد و بهگونهای مانع باشد که هیچ فرد و مصداق بیگانهای را به آن تعریف راه ندهد. این اصطلاح برای نشان دادن بالاترین حد از دقت، بدون کم و کاست بودن و منزه بودن از نقص و اضافه در فقه، فلسفه و منطق استفاده میشود. در وجه دیگر، به معنای لغوی آن یعنی موانع و بازدارندهها نیز در متون اشاره شده است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت جَمع (با فتح جیم و سکون میم) و مانِع (با کسرهٔ نون) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح منطقی دقیقاً «جمع مانع» یا «جامع مانع» است که ساختار حرفی آن مشخص شده است.
به انگلیسی
در منطق مدرن و نظریه مجموعهها از اصطلاحاتی مانند Mutual exclusivity and collective exhaustion نیز برای رساندن این مفهوم استفاده میشود.
به عربی
در کتب اصولی و منطق اسلامی، این مفهوم را با تعبیر المطرد المنعکس نیز میشناسند.
به فارسی
معادل صریح فارسی آن تعریفی است که «فراگیر» (شامل همه) و «بازدارنده» (مانع ورود دیگران) باشد و مرزهای یک مفهوم را به درستی مشخص کند.
جمعبندی و توضیح کامل جمع مانع
عبارت «جمع مانع» که شکل کاملتر آن در علوم عقلی به صورت «تعریفِ جامع و مانع» تجلی مییابد، یکی از ارکان اساسی در شناخت شناسی، منطق و فقه است. هدف از بهکارگیری این اصطلاح، رسیدن به مرزبندیهای دقیق ذهنی و زبانی است؛ بهطوری که وقتی مفهومی تعریف میشود، آغوش آن تعریف برای تمام نمونههای واقعیاش باز باشد (جامعیت) و در عین حال، سد محکمی در برابر ورود مفاهیم مشابه اما بیربط ایجاد کند (مانعیت).
در کاربرد لغوی و عمومی نیز، این ترکیب بر روی موانع، سدها و بازدارندههای مسیر دلالت دارد؛ خواه این موانع فیزیکی باشند و خواه حجابهای معنوی و عرفانی که مانع رسیدن انسان به حقیقت میشوند. بنابراین بسته به سیاق متن، بار معنایی آن بین یک قاعده استوار منطقی و یک مفهوم بازدارنده متغیر است.