یعنی چه
واژهٔ «لب لباب» به معنای مغزِ مغز، عصاره، و پاکترین و گزیدهترین بخش از یک موضوع یا سخن است. وقتی به اصل و اساسِ نهایی یک مطلب بدون حواشی اشاره میشود، این اصطلاح به کار میرود.
تلفظ
این ترکیب مضاف و مضافالیه است و به صورت لُبِّ لُباب (با ضمه روی لام در هر دو کلمه و کسرهٔ اضافه) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «مغز مغز» یا «اصل مطلب»، کلمهٔ «لب لباب» با ۶ حرف قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم لب لباب از واژگانی که به هسته، جوهر و حقیقتِ نهایی یک موضوع اشاره دارند، استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژهٔ öz به معنای جوهر و مغز است و ترکیب özün özü دقیقاً معادل ساختاری لب لباب فارسی/عربی است.
به فارسی
از برگردانها و معادلهای دقیق فارسی این اصطلاح میتوان به «مغزِ مغز»، «عصارهٔ مطلب»، «خلاصهٔ نهایی»، «جان کلام» و «کنه و مایه» اشاره کرد.
جمعبندی و توضیح کامل لب لباب
عبارت «لب لباب» ترکیبی مضاف و مضافالیه با ریشهٔ عربی (ل-ب-ب) است که در زبان و ادبیات فارسی کاربرد فراوانی دارد. «لُب» به معنای مغز، خرد و درون خالص هر چیز است و «لُباب» به پاکترین و برگزیدهترین بخش آن اشاره میکند؛ بنابراین ترکیب تکراری و تأکیدی «لب لباب» معنای «خالصِ خالص» یا «حقیقت و عصارهٔ نهایی» را به خود میگیرد.
این اصطلاح در ادبیات عرفانی و فلسفی ایران، به ویژه در اشعار مولانا، نمادی از باطن، روح و حقیقت غایی در مقابل «قشر» (پوسته و ظاهر) است. اگرچه خودِ این ترکیب عیناً در متن قرآن نیامده، اما ریشهٔ آن در قالب اصطلاح معروف «أولو الألباب» (صاحبان عقل و خردمندان واقعی) بارها به کار رفته است.
امروزه در گفتگوهای علمی، ادبی و حتی روزمره، زمانی که بخواهند از پرداختن به حواشی خودداری کرده و مستقیماً به اصل، جان کلام و خلاصهٔ اصلی یک کتاب، سخنرانی یا موضوع بپردازند، از اصطلاح لب لباب استفاده میکنند.