یعنی چه
این واژه در زبان عربی و فارسی به دو صورت خوانده میشود: مُتَّبَع (اسم مفعول) به معنی کسی یا فرمانی که مورد پیروی و اطاعت قرار میگیرد، و مُتَّبِع (اسم فاعل) به معنی شخص پیرو، تابع و دنبالکننده.
تلفظ
بسته به نقش کلمه در جمله، به فتح بَ (مُتَّبَع) به معنای فرمانروا و مطاع، یا به کسر بِ (مُتَّبِع) به معنای فرمانبردار و تابع تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه متبع دارای ۴ حرف است و با توجه به طراح جدول میتواند با معادلهایی چون مطاع، پیرو یا تابع همپوشانی داشته باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای ساختار اسم مفعولی آن از کلماتی مثل Followed و برای ساختار اسم فاعلی از Follower استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و از باب افتعال (از ریشه ت ب ع) است و در متون عربی کاربرد گستردهای در تبیین روابط طاعت و پیروی دارد.
به فارسی
در برگردان دقیق فارسی، میتوان آن را با توجه به حرکتگذاری، «پیرویشده» یا «فرمانبردار» معنا کرد.
جمعبندی و توضیح کامل متبع
واژه متبع از ریشههای اصیل عربی (ت-ب-ع) وارد زبان فارسی شده است و مهندسی ساختاری آن به گونهای است که با تغییر یک حرکت (فتحه یا کسره)، جایگاه پیرو و پیشوا در آن دگرگون میشود. در حالت مفعولی (مُتَّبَع)، به معنای امر یا شخصی است که واجبالاطاعه است و دیگران از او الگوبرداری میکنند.
در حالت فاعلی (مُتَّبِع)، این واژه دقیقاً معنای معکوس به خود میگیرد و به فردی اشاره دارد که دنبالهرو، مطیع و وابسته به یک جریان، شخص یا مکتب فکری است. شناخت این دوگانگی در متون کهن و فقهی اهمیت زیادی دارد.